تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۰۹ - با نیک و بد زمانه نزدیک مشو
با نیک و بد زمانه نزدیک مشو
نیکی کن و در پی بد و نیک مشو
در سر وجود زیر کان بس گشتند
سر رشته نیافت کس تو باریک مشو
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۱۰ - دام است جهان صفی پی‌دانه مرو
دام است جهان صفی پی‌دانه مرو
قانع بنشین و خانه بر خانه مرو
رزق تو رسد ز غیب بی‌منت خلق
و زخلق که عاجزند و افسانه مرو
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۱۱ - عالم بمثال چون سرابست همه
عالم بمثال چون سرابست همه
یا همچو کفی بر وی آبست همه
چون نیک نظر کنی بماهیت کف
بینی که جهان خیال و خوابست همه
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۱۲ - ای آنکه تو واقفی ز احوال صفی
ای آنکه تو واقفی ز احوال صفی
تبدیل نما بخیر اعمال صفی
بد شیوه بنده است و عفو آیت حق
کن عفو یکی مپرس احوال صفی
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۱۳ - گر بگذری ای صفی ز هر دلخواهی
گر بگذری ای صفی ز هر دلخواهی
بر دوست رسی روی تو از هر راهی
مقصود تو جز نیست چون رفت توئی
خود معنی لا اله ‌الا اللهی
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۱۴ - گر جز بخدای حاجت خویش بری
گر جز بخدای حاجت خویش بری
میدار یقین که پرده خویش دری
داری چه طمع ز طمع زنبور کز او
یک نوش طلب نکرده صد نیش خوری
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۱۵ - حاجت به خدا اگر بری خوانده شوی
حاجت به خدا اگر بری خوانده شوی
ور بر در خلق رو کنی رانده شوی
در کار خود از تو خلق درمانده‌ترند
درمانده شوی اگر به در مانده شوی
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۱۶ - ای آنکه بروز محنتم یار توئی
ای آنکه بروز محنتم یار توئی
براین همه عیب و نقص ستار توئی
گر عمر و عمل تمام شد صرف گناه
امید بر آن بود که غفار توئی
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۱۷ - ای شیر خدا که سر ایجاد توئی
ای شیر خدا که سر ایجاد توئی
در کارگه وجود استاد توئی
افتاده‌تر از فتادگان جمله منم
گیرنده دست هر که افتاده توئی
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۱۸ - ای آنکه عیان کننده روز و شبی
ای آنکه عیان کننده روز و شبی
غرق است بنعمت تو هر حلق و لبی
نیکو کنی ار معاش من بی سببی
نبود ز توانائی وجودت عجبی
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۱۹ - ای آنکه نظر بجرم آدم نکنی
ای آنکه نظر بجرم آدم نکنی
جز جود و کرم بخلق عالم نکنی
هر چند که صرف بعصیان نعمت
امید که ز آنچه داده کم نکنی
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۲۰ - حاشا که شراب پخته را خام خوری
حاشا که شراب پخته را خام خوری
بربام خوری به پیش انعام خوری
با احمق و هرزه گوی و بدنام خوری
ننگست چنین حرام اسلام خوری
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۲۱ - ای آنکه بیکتائی خود یکتائی
ای آنکه بیکتائی خود یکتائی
بر هستی ذات خویش بی‌مهتائی
در پیش تو عرض حال کردن غلط است
خود حاضر و خود خبیر و خود بینائی
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۲۲ - روزی که نبود ساغر و صهبائی
روزی که نبود ساغر و صهبائی
تا کی عنبی خمی مئی مینائی
می‌بود صفی فتاده سرمست و خراب
در کنج خرابات باستغنائی
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۲۳ - ای آنکه بذات خویش فرد واحدی
ای آنکه بذات خویش فرد واحدی
بر حال صفی بنیکوئی کن مددی
پاداش بدی کسی بنیکی نکند
جز تو که خدا و خالق نیک و بدی
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۲۴ - ای آنکه فروزنده خورشید و مهمی
ای آنکه فروزنده خورشید و مهمی
بر هستی ذات خود بوحدت گوهی
کن سوی صفی بچشم رحمت نگهی
کوراست امید عفو از هر گنهی
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۲۵ - سبحان‌الله بذات پاینده توئی
سبحان‌الله بذات پاینده توئی
سبحان‌الله بجان فراینده توئی
سبحان‌الله زبنده زبینده خطاست
سبحان‌‌‌الله بعفو زینده توئی
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۲۶ - الله که کافی المهمات توئی
الله که کافی المهمات توئی
الله که سامع المناجات توئی
حاجات مرا بر آر کاندر همه حال
ذوالعفو و بر آرنده حاجات توئی
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۲۷ - ای آنکه به بنده بهترین دست توئی
ای آنکه به بنده بهترین دست توئی
وانکس که پناه ما سوا اوست توئی
با آنکه ز مغز و پوست بیرونی و پاک
هم مغز در این جهان و هم پوست توئی
صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۱۲۸ - زنها صوفی هزار زنهار صفی
زنها صوفی هزار زنهار صفی
هرگز دل هیچکس میازار صفی
تا بتوانی دلی بدست آر صفی
سر رشته همین است نگهدار صفی