تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
انوری : رباعیات
رباعی ۱۷۰ - چشم و دل من که هرچه گویم هستند
چشم و دل من که هرچه گویم هستند
در خصمی من به مشورت بنشستند
اول پایم بر درغم بشکستند
واخر دستم ز بی غمی بر بستند
انوری : رباعیات
رباعی ۱۷۱ - یاران به جهان چشم چو گل بگشادند
یاران به جهان چشم چو گل بگشادند
هر یک دو سه روز رنگ و بویی دادند
چون راست که بر بهار دل بنهادند
ازبار یگان یگان فرو افتادند
انوری : رباعیات
رباعی ۱۷۲ - زان پس که دل و دیده بر من سپرند
زان پس که دل و دیده بر من سپرند
با عشق یکی شوند و آبم ببرند
صبرا به تو آیم غم کارم بخوری
ای صبر نگویی که ترا با چه خورند
انوری : رباعیات
رباعی ۱۷۳ - بس دور که چرخ و اختران بگذراند
بس دور که چرخ و اختران بگذراند
تا مرد وشی چو بوالحسن باز آرند
کو حیدر هاشمی و کو حاتم طی
تا ماتم مردمی و مردی دارند
انوری : رباعیات
رباعی ۱۷۴ - در بزمگهی که مطربی کوس کند
در بزمگهی که مطربی کوس کند
بر تیر قضا تیر تو افسوس کند
رایات تو گر روی به بغداد نهد
دجله به در ریش زمین بوس کند
انوری : رباعیات
رباعی ۱۷۵ - زلف تو مصاف عنبر تر شکند
زلف تو مصاف عنبر تر شکند
لعل تو نهال شهد و شکر شکند
گل کیست که با رخ تودر باغ آید
وانگه دو سه روز خویشتن برشکند
انوری : رباعیات
رباعی ۱۷۶ - دلدار دل مرا ز من باز افکند
دلدار دل مرا ز من باز افکند
وز زلف کمانم به سخن دور افکند
امروز که پی به چین زلفش بردم
برد از پس گوش خویشتن دور افکند
انوری : رباعیات
رباعی ۱۷۷ - دلبر چو ز من قوت روان باز افکند
دلبر چو ز من قوت روان باز افکند
دل صحبت من بدان جهان باز افکند
صبر از پی دل هم شدنی بود ولیک
روزی دو سه از برای جان باز افکند
انوری : رباعیات
رباعی ۱۷۸ - خوش خوش چو مرا دم تودر دام افکند
خوش خوش چو مرا دم تودر دام افکند
در دست فراق و پای ایام افکند
ای دوست بدین روز که دشمنت مباد
من سوخته دل را طمع خام افکند
انوری : رباعیات
رباعی ۱۷۹ - گردون به خیال سیر نانت نکند
گردون به خیال سیر نانت نکند
تا خون دل آرایش خوانت نکند
وانگاه دلش ز غصه خالی نشود
تا غارت جان و خان و مانت نکند
انوری : رباعیات
رباعی ۱۸۰ - شادم به تو گر فلک حزینم نکند
شادم به تو گر فلک حزینم نکند
وانچه از تو گمانست یقینم نکند
اکنون باری دست من و دامن تست
گر چرخ سزا در آستینم نکند
انوری : رباعیات
رباعی ۱۸۱ - شمشیر تو با خصم تو پیمان نکند
شمشیر تو با خصم تو پیمان نکند
تا ملک عراق چون خراسان نکند
اسب تو ز تاختن فرو ناساید
تا پیش در خلیفه جولان نکند
انوری : رباعیات
رباعی ۱۸۲ - سلطان غمت بنده‌نوازی نکند
سلطان غمت بنده‌نوازی نکند
تا خواجهٔ هجر ترکتازی نکند
از والی وصل تو نشانی باید
تا شحنهٔ غم دست‌درازی نکند
انوری : رباعیات
رباعی ۱۸۳ - گلها چو به باغ جلوه را ساز کنند
گلها چو به باغ جلوه را ساز کنند
وز غنچه نخست هفته‌ای ناز کنند
چون دیده به دیدار جهان باز کنند
از شرم رخت ریختن آغاز کنند
انوری : رباعیات
رباعی ۱۸۴ - این طایفه گر مروت آیین نکنند
این طایفه گر مروت آیین نکنند
زیشان نه بس اینکه بخل را دین نکنند
رفت آنکه به نظم و شعر احسان کردی
امروز همی به سحر تحسین نکنند
انوری : رباعیات
رباعی ۱۸۵ - قومی که در این سفر مرا همراهند
قومی که در این سفر مرا همراهند
از تعبیهٔ زمانه کم آگاهند
ما می‌کوشیم و آسمان می‌گوید
نقش آن باشد که نقشبندان خواهند
انوری : رباعیات
رباعی ۱۸۶ - گردون چو نشست و خاست تو می‌بیند
گردون چو نشست و خاست تو می‌بیند
با خلق همان شیوه چرا نگزیند
چون بنشینی باد سخا برخیزد
چون برخیزی گرد ستم بنشیند
انوری : رباعیات
رباعی ۱۸۷ - چشم تو در آیینه به چشم تو نمود
چشم تو در آیینه به چشم تو نمود
بر چشم تو فتنه گشت هم چشم تو زود
چشم خوش تو چشم ترا کرد به چشم
پس آفت چشم تو هم از چشم تو بود
انوری : رباعیات
رباعی ۱۸۸ - گفت آنکه مرا ره سلامت بنمود
گفت آنکه مرا ره سلامت بنمود
کان بت نکند وفا و برگردد زود
دی آن همه گفتها یقین گشت و نبود
وامروز نداردم پشیمانی سود
انوری : رباعیات
رباعی ۱۸۹ - دستت به سخا چون ید بیضا بنمود
دستت به سخا چون ید بیضا بنمود
از جود تو در جهان جهانی بفزود
کس چون تو سخی نه هست نه خواهد بود
گو قافیه دال شو زهی عالم جود