تعداد ۴۸۷۳ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۸۴۷ - در آتش دارم از هر عضو بندی
در آتش دارم از هر عضو بندی
گزندی هر کسی دارد سپندی
به دام سایه سروم گرفتار
ز استغنا بلندی قد بلندی
رهایی سرنوشت طالعم نیست
چو نی می افتم از بندی به بندی
جدا هر ذره از من در حساب است
غبارم گرد جولان سمندی
تغافل سوز گردیدم نگاهی
به تلخی جان سپردم نوشخندی
تکلف چیست زندان نفاقی
تواضع چیست دام ریشخندی
اسیر حیرتم دارد شب و روز
دل صاحب کمال خود پسندی
گزندی هر کسی دارد سپندی
به دام سایه سروم گرفتار
ز استغنا بلندی قد بلندی
رهایی سرنوشت طالعم نیست
چو نی می افتم از بندی به بندی
جدا هر ذره از من در حساب است
غبارم گرد جولان سمندی
تغافل سوز گردیدم نگاهی
به تلخی جان سپردم نوشخندی
تکلف چیست زندان نفاقی
تواضع چیست دام ریشخندی
اسیر حیرتم دارد شب و روز
دل صاحب کمال خود پسندی
اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۸۴۹ - گه رنگ خزان گه چمن آرای بهاری
گه رنگ خزان گه چمن آرای بهاری
آیینه طراز گل و مشاطه خاری
هر خنده گل بوی تو را غالیه سایی
هر برگ گلی روی تو را آینه داری
دلگرمی سودای تو در عالم هستی
هر عضو مرا ساخته مشغول به کاری
در دیده نگاهم خس گلزار طرازی
در سینه دلم ذره خورشید شکاری
گر سینه دریا صدف راز تو گردد
هر موج شود شعله و هر قطره شراری
نوروز چمن می رسد و عید بیابان
جشنی شده هر پای گل و سایه خاری
آیینه طراز گل و مشاطه خاری
هر خنده گل بوی تو را غالیه سایی
هر برگ گلی روی تو را آینه داری
دلگرمی سودای تو در عالم هستی
هر عضو مرا ساخته مشغول به کاری
در دیده نگاهم خس گلزار طرازی
در سینه دلم ذره خورشید شکاری
گر سینه دریا صدف راز تو گردد
هر موج شود شعله و هر قطره شراری
نوروز چمن می رسد و عید بیابان
جشنی شده هر پای گل و سایه خاری
اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۸۵۸ - هر جلوه که در دیده ما کرده سلامی
هر جلوه که در دیده ما کرده سلامی
هر ناله که از خاطر ما رفته پیامی
بی گمشدگی رهبر آشفته دماغان
ای کثرت وحدت بنگویی که کدامی
در هر قدمم شوق به صحرای دگر بود
در وادی مقصد نه مقیمی نه مقامی
بادا نمک حیرت جاوید حلالم
در چهره چه زیبایی و در قد چه تمامی
رفتم ز خود اما تو نرفتی ز خیالم
غمهای تو افکنده به سودای دوامی
آتشکده ها شبنم افسردگیم نیست
چون من نتوان یافت به صد میکده خامی
مژگان به دلم چون رقم گریه نویسد
با خم چه کند حوصله گمشده نامی
این قافله شرمندگی خضر چه داند
هر گمشده پیدایی و هر مرحله گامی
بیچاره اسیر تو که دیده است در این باغ
هر گردی و مردی و نسیمی و مشامی
هر ناله که از خاطر ما رفته پیامی
بی گمشدگی رهبر آشفته دماغان
ای کثرت وحدت بنگویی که کدامی
در هر قدمم شوق به صحرای دگر بود
در وادی مقصد نه مقیمی نه مقامی
بادا نمک حیرت جاوید حلالم
در چهره چه زیبایی و در قد چه تمامی
رفتم ز خود اما تو نرفتی ز خیالم
غمهای تو افکنده به سودای دوامی
آتشکده ها شبنم افسردگیم نیست
چون من نتوان یافت به صد میکده خامی
مژگان به دلم چون رقم گریه نویسد
با خم چه کند حوصله گمشده نامی
این قافله شرمندگی خضر چه داند
هر گمشده پیدایی و هر مرحله گامی
بیچاره اسیر تو که دیده است در این باغ
هر گردی و مردی و نسیمی و مشامی
اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۸۶۷ - نه سوخته الفت دردم نه دوایی
نه سوخته الفت دردم نه دوایی
داغم همه ناسور جدایی است جدایی
آسان نبود لاف هواداری فتراک
خون در رگ ما می تپد از بیم رهایی
ما را نشناسد کس و ما کس نشناسیم
فارغ شده ایم از غم چونی و چرایی
آوازه شهرت غرض همت ما نیست
این مرحله را طی نکند حاتم طایی
تا گرد ره گر مروان برق نژاد است
بگذر قدمی از خود اگر همره مایی
هرکس کندم منع دل اما چه توان کرد
داند نسب عشق مرا حسن خدایی
از میکده باجی است به گردن همه کس را
گیرند در این مملکت از ابر هوایی
داغم همه ناسور جدایی است جدایی
آسان نبود لاف هواداری فتراک
خون در رگ ما می تپد از بیم رهایی
ما را نشناسد کس و ما کس نشناسیم
فارغ شده ایم از غم چونی و چرایی
آوازه شهرت غرض همت ما نیست
این مرحله را طی نکند حاتم طایی
تا گرد ره گر مروان برق نژاد است
بگذر قدمی از خود اگر همره مایی
هرکس کندم منع دل اما چه توان کرد
داند نسب عشق مرا حسن خدایی
از میکده باجی است به گردن همه کس را
گیرند در این مملکت از ابر هوایی
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۷ - دهقان که ز ما بیش خرد حاصل ما را
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۴۱ - تا کی نشوی گوش بر آواز دل ما
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۶۰ - چشمت به جام هر که شراب نگاه ریخت
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۷۹ - پاس ادب یاد تو بسیار ضرور است
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۸۴ - عالم چمن جوش بهار دم فیض است
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۸۵ - تا عارض نسرین تو رشک گل باغ است
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۸۹ - در بزم وفا یاد لب یار حرام است
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۴۹ - وصل تو برازنده حسن طلب کیست
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۹۷ - حرفی است محبت که به گفتار نگنجد
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۹۸ - عکس تو در آیینه ادراک نگنجد
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۰۵ - با عشق توام ناله فراموش نگردد
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۰۶ - عشق تو چراغ دل هر خام نگردد
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۳۰ - دور از تو قدح شکوه صراحی گله دارد
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۷۹ - سرو از چمنت پای به زنجیر برآید
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۳۰۱ - در بزم تواضع طلبی سخت غریبم
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۳۰۷ - پرورده عشقم دل بی ریش ندارم