تعداد ۶۱۴۷ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٣ - از برای دو چیز جوید و بس
از برای دو چیز جوید و بس
مرد عاقل جهان پر فن را
یا از آن سر بلند گردد دوست
یا کند پایمال دشمن را
و آنکه میجوید و نمیداند
که غرض چیست کار جستن را
چیده باشد بمسکنت خوشه
داده باشد بباد خرمن را
غیر جان کندن او خیالش چیست
حاصل آن شناس مردن را
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۶ - ای بسا دوستان که بگزیدم
ای بسا دوستان که بگزیدم
تا بدیشان بمالم اعد را
راستی را بسعیشان ایام
داد مالش ولی بسی ما را
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ١٩ - عزلت و انزوا و تنهایی
عزلت و انزوا و تنهایی
برهانندت از هزار بلا
رسته از دام هر زبون گیری
زین چنین حال ها بود عنقا
گوشه ای و جریده ای که در او
جمع باشد لطایف شعرا
هر که دارد بسان ابن یمین
نیست تنها که هست با تنها
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢١ - گر خرد یار تست ابن یمین
گر خرد یار تست ابن یمین
بر طرب نه بنای کارت را
زانکه چندان تفاوتی نکند
بد و نیک تو کردگارت را
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢٢ - گنهی میکنم کنون پنهان
گنهی میکنم کنون پنهان
ایزد آن را نمی کند پیدا
کرم ذوالجلال ازین بیش است
که کند یاد آن به روز جزا
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢۴ - قطعه ای نزد من رسید امروز
قطعه ای نزد من رسید امروز
از سخنهای قدوه الشعرا
مرتضی افضل و یگانه ی دهر
فخر سادات و زبده النقبا
آن سخن پرور هنر گستر
و آن نکو سیرت خجسته لقا
و آنکه با صد هزار دیده فلک
جز به احول نبیندش همتا
تیر گردون ز رشگ خامه او
در کمان اوفتد گه انشا
گلبن فضل را بآب سخن
کس چو طبعش نداد نشو و نما
راستی قطعه ای ز غایت لطف
همچو آب حیات روح افزا
قطعه ای نی که بود دریایی
موج او جمله لؤلؤ لالا
از لطافت که هست کارگرست
در مزاج عقول چون صهبا
سخنش چون شنید ابن یمین
گفت از اخلاص نه ز روی ریا
کاین سخن گر به سنگ خاره رسد
دم احیا زند زمان صدا
باد باقی که بلبل طبعش
کرد گلزار طبع را به نوا
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢٧ - منم ابن یمین که نتوان کرد
منم ابن یمین که نتوان کرد
جز بمن انتساب شعر مرا
در میان سخنوران باشد
فضل فصل الخطاب شعر مرا
نتوان کرد نسخ تا به ابد
همچو ام الکتاب شعر مرا
نبود فرق در جهانگیری
ذره آفتاب و شعر مرا
ز اهل دل هوش بردن آئینست
بر مثال شراب شعر مرا
از حسد آتش اندر آب افتد
گر نویسی بر آب شعر مرا
عقد گوهر کنند تعبیرش
هر که بیند بخواب شعر مرا
بیت معمور یافتست فلک
در جهان خراب شعر مرا
کس معارض نمیتواند شد
بجواب صواب شعر مرا
ز آنکه خود در فضیحت آرد و بس
هر که گوید جواب شعر مرا
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٣١ - هر که در مال میکند ضنت
هر که در مال میکند ضنت
سعی در جمعش ار بود تنها
غلطست آنکه میکند نادان
ناپسند آید آن بر دانا
جمع تنها نه ضنتی باشد
گر که تفریق باشدش ز قفا
جمع و تفریق هر دو میباید
تا نکو صنعتی شود پیدا
آنچه دانست گفت ابن یمین
کس چه داند که چیست میل شما
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٣۴ - ایخدیوی که عهد دولت تو
ایخدیوی که عهد دولت تو
هست چون در زمان عمر شباب
در زمین حزم تو سرشته درنگ
در فلک عزم تو نهاده شتاب
روز ظالم ز تیغ معدلتت
چون شب دیو شد ز تیر شهاب
هست آگاه رأی انور تو
ز آنچه دارد فلک و رای حجاب
شد بمعماری عنایت تو
بیت معمور اینسرای خراب
حال ابن یمین چو میدانی
نتوان داد زحمت اطناب
لیک فرصت ز دست نادادن
نبود دور از طریق صواب
گر عنایت کنی هم اکنون کن
که فتد در زمانه امر عجاب
نوشدارو چه سود خواهد داشت
چون شد از ملک زندگی سهراب
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۴٧ - هست همچون نمونه سخنت
هست همچون نمونه سخنت
ز آنچه داری تو در بدن محجوب
کر درونت بد است گفتت بد
ور درون تو خوب گفتت خوب
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۵٢ - آفت مرد چون ز شهرت اوست
آفت مرد چون ز شهرت اوست
خنک آنکس که خامل الذکرست
زانکه در مجلس اکابر عصر
ناقص القول کامل الذکرست
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۶٠ - آصف ملک عز دولت و دین
آصف ملک عز دولت و دین
داد یزدانت چون سلیمان بخت
پیش پیرانه رای انور تو
نوجوانی است بنده فرمان بخت
مشکلات زمانه حل کردی
زانکه آمد بدستت آسان بخت
دشمنت گر شود چو رستم زال
می نیابد بمکر و دستان بخت
از شقاوت که حاسدت دارد
باشد از صحبتش گریزان بخت
با خرد گفتم ای بهر کاری
با تو پیوسته بسته پیمان بخت
کیست آنکس که او بدست آورد
بی مشقت ز لطف یزدان بخت
گفت دستور مشرق و مغرب
عز دولت امیر سلطان بخت
ای وزیریکه کس نیافت چو تو
ز اقتضای سپهر گردان بخت
گر چه ز ابن یمین نپرسیدی
که چسانست آن پریشان بخت
لیک تا دامن ابد بادت
سر بر آورده از گریبان بخت
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۶١ - ایکه در جمع مال می بینم
ایکه در جمع مال می بینم
از همه چیزها فزون هوست
گر نگردی ز مال بر خوردار
در زمانی که هست دسترست
پیش من همچو روز معلوم است
که عدو خورد خواهدش ز پست
گر درائی ز پا مدار طمع
که شود دستگیر هیچ کست
بشنو اینسخن ز ابن یمین
که بود در صلاح کار بست
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۶٢ - ایدل اندر جهان کریم مجوی
ایدل اندر جهان کریم مجوی
کاندرین عهد آن نخواهی یافت
جز کرم کیمیا و عنقا را
ثالثی در جهان نخواهی یافت
چون مسمی ندارد این اسما
پس یقین دان که شان نخواهی یافت
مطلب آنچه در زمانه ازو
غیر نامی نشان نخواهی یافت
با تو ابن یمین بیان کردم
گفت ازین به بیان نخواهی یافت
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۶۶ - ایزدا مستحق عفو توأم
ایزدا مستحق عفو توأم
ز آنکه من بنده را گناه بسیست
نه تو خود را عفو همیدانی
پس برین قول بیخلاف بایست
عفو کردن پس از گناه بود
بیگنه را بعفو حاجت نیست
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٧٠ - ایدل هوشیار اگر چه سپهر
ایدل هوشیار اگر چه سپهر
با تو در شیوه مواسا نیست
مخور انده که با همه تنها
هستش اینحال با تو تنها نیست
کیست باری سپهر هرزه روی
کایستادن دمیش یارا نیست
بی ثباتیست بیسر و پائی
در جهان با کسش مدارا نیست
سر فرو ناوری بوعده او
می نبینی که پای بر جا نیست
گر تو خواهی که بر خوری از عمر
خلق را خود جز این تمنا نیست
نقد امروز را مده از دست
دی برفت و امید فردا نیست
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٧۵ - آشنائی خلق درد سرست
آشنائی خلق درد سرست
معتکف باش تا ندانندت
گرد هر در مگرد بهر طمع
ورنه چون سگ ز در برانندت
گر شوی گوشه گیر چون ابرو
بر سر دیده ها نشانندت
اینهمه جد و جهد حاجت نیست
آنچه روزی است میرسانندت
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٩۶ - تو ز من برتری اگر جستی
تو ز من برتری اگر جستی
گفت آنکو ز حالت آگاهست
گر چه فخرست ظن مبرکه بدین
دست عارت ز عرض کوتاهست
نه که تبت یدا ابی لهب است
جاش بالای قل هواللهست
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ١٠۵ - چون سفیهی زبان دراز کند
چون سفیهی زبان دراز کند
که فلانکس بفسق ممتازست
فسق او زین بیان یقین نشود
واین باقرار خویش غمازست
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ١٠٨ - حالت مال و علم اگر خواهی
حالت مال و علم اگر خواهی
تا بدانی که هر یکی چونست
مال دارد چو بدر روی به کاست
علم چون ماه نو در افزونست
رفع را بین که حق ادریس است
کسر را بین که مال قارونست
طلب مال بهر علم بود
هر که را طلعت همایونست