عبارات مورد جستجو در ۲۵۹۸۰ گوهر پیدا شد:
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۰۳ - یارت نکند به مهر تمکین ای دل
یارت نکند به مهر تمکین ای دل
او نیست حریف، مهره بر چین ای دل
از یار سخن مگوی چندین ای دل
خیز از سر او خموش بنشین ای دل
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۰۴ - از آتش عشق آب دهانم همه سال
از آتش عشق آب دهانم همه سال
در آب چو آتش به فغانم همه سال
بر خاک چو باد بی‌نشانم همه سال
بر باد چو خاک جان‌فشانم همه سال
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۰۵ - بنمود بهار تازه رخسار ای دل
بنمود بهار تازه رخسار ای دل
بر باد نهاده باده پیش آر ای دل
اکنون که گشاد چهره گلزار ای دل
ما و می گلرنگ و لب یار ای دل
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۱۰ - از کوی تو ای نگار زاری بردیم
از کوی تو ای نگار زاری بردیم
آشفته دلی و بیقراری بردیم
ای مایهٔ شادمانی آخر ز درت
رفتیم و غمت به یادگاری بردیم
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۱۳ - در زان لب لعل نوش خوردت چینم
در زان لب لعل نوش خوردت چینم
لاله همه ز آن رخ چو وردت چینم
دربوسه لبت گزیده‌ام دردت کرد
درمان دلم تویی که دردت چینم
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۱۶ - چون از چشم بتان فسون ساز کنم
چون از چشم بتان فسون ساز کنم
می‌زیبد اگر دعوی اعجاز کنم
وقت است که از نگاه گرم ساقی
چون نشئه به بال باده پرواز کنم
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۱۷ - از عشق تو کشتهٔ شمشیر شوم
از عشق تو کشتهٔ شمشیر شوم
بی‌دردم اگر ز خواهشت سیر شوم
زان آمده در عشق مرا پای به درد
تا در سر کوی تو زمین گیر شوم
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۱۹ - اکنون که شب آمد برود جانانم
اکنون که شب آمد برود جانانم
گر خورشید است عادتش می‌دانم
دل چنگ همی زند به هر دم در من
کو را بگذاری تو برآید جانم
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۲۱ - خاقانی را ز آن رخ و زلفین به خم
خاقانی را ز آن رخ و زلفین به خم
دل عود بر آتش است و اشک آب بقم
هم زآن رخ و زلف کاب نوشند بهم
چون شمشادش جوان کن ای باغ ارم
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۲۴ - آزار کنی و جور فرمائی هم
آزار کنی و جور فرمائی هم
رحمت نکنی و روی ننمائی هم
بوسه چه طلب کنم چه پیش آری عذر
دانم که نبخشی و نبخشائی هم
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۲۵ - تو گلبن و من بلبل عشق آرایم
تو گلبن و من بلبل عشق آرایم
جز با تو نفس ندهم و دل ننمایم
در فرقت تو بسته زبان می‌مانم
تا باز نبینمت زبان نگشایم
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۲۶ - بر فرق من آتش تو فشانی و دلم
بر فرق من آتش تو فشانی و دلم
بر رهگذر غم تو نشانی و دلم
از جور تو جان رفت تو مانی و دلم
من ترک تو گفته‌ام تو دانی و دلم
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۲۷ - مهر تو برون آستان اندازم
مهر تو برون آستان اندازم
خاک از ستمت بر آسمان اندازم
بشکافم سینه و برون آرم دل
تا مهر تو در پیش سگان اندازم
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۲۹ - با آنکه به هیچ جرم رای آوردم
با آنکه به هیچ جرم رای آوردم
صد ره به تو عذر جان فزای آوردم
گر عذر مرا نمی‌پذیری مپذیر
من بندگی خویش به جای آوردم
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۳۰ - من دست به شاخ مه مثالی زده‌ام
من دست به شاخ مه مثالی زده‌ام
دل دادم و بس صلای مالی زده‌ام
او خود نپذیرد دل و مالم اما
اختر بهگذشتن است، و فالی زده‌ام
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۳۲ - چون پای غم ار ز مجلست بیرونم
چون پای غم ار ز مجلست بیرونم
از دست غمت چو می در آب و خونم
تو مجلس می نشانده دانم چونی
من غرقه خون نشسته دانی چونم
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۳۴ - کشتند مرا کز تو پاکنده شوم
کشتند مرا کز تو پاکنده شوم
غم نیست اگر بر درت افکنده شوم
تو چشمهٔ حیوانی و من ماهی خضر
هرگه که به تو باز رسم زنده شوم
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۳۵ - دل دل طلبید از پی ره دلجویم
دل دل طلبید از پی ره دلجویم
بدرود کنان کرد گذر در کویم
گفتم که ز راه راه و دل دل کم کن
بنگر که من آه آه و دل دل گویم
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۳۷ - نونو غم آن راحت جان من دارم
نونو غم آن راحت جان من دارم
جوجو جانی در این جهان من دارم
نازی که جهان بسوزد آن او دارد
آهی که فلک بدرد آن من دارم
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۳۸ - از حلقهٔ زلف تو سر افکنده‌ترم
از حلقهٔ زلف تو سر افکنده‌ترم
وز جرعهٔ جام پراکنده‌ترم
گرچه ز شبه دل تو آزادتر است
از لعل نگین تو تو را بنده‌ترم