عبارات مورد جستجو در ۲۵۹۸۰ گوهر پیدا شد:
خاقانی : رباعیات
شماره ۳۰۱ - دیدم به ره آن مه خود و عید سپاه
دیدم به ره آن مه خود و عید سپاه
بر بسته نقاب و نو چنین باشد ماه
در روزه مرا بیست و ششم بود از ماه
دیدم رخ او روزه گشودم در راه
خاقانی : رباعیات
شماره ۳۰۳ - ای از پری و ماه نکوتر صد ره
ای از پری و ماه نکوتر صد ره
دیوانهٔ تو پری و گمراه تو مه
از من چو پری هوش ربودی ناگه
مردم به کسی چنین کند؟ لا والله
خاقانی : رباعیات
شماره ۳۰۵ - گفتم پس از آن روز وصال ای دلخواه
گفتم پس از آن روز وصال ای دلخواه
شب‌های فراقت چه دراز آمد آه
گفتا شب را در این درازی چه گناه
شب روز وصال است که گردیده سیاه
خاقانی : رباعیات
شماره ۳۰۶ - تا زلف تو بر بست به رخ پیرایه
تا زلف تو بر بست به رخ پیرایه
بر عارض تو فکند مشکین سایه
ای حور جنان تو پیش من راست بگو
شیر تو که داده است، که بودت دایه؟
خاقانی : رباعیات
شماره ۳۰۷ - ای گشته دلم در غم تو صد پاره
ای گشته دلم در غم تو صد پاره
عیش و طرب از نزد رهی آواره
من خود که بوم؟ کشته‌ای اندر غم تو
شیران جهان چو روبهان بیچاره
خاقانی : رباعیات
شماره ۳۰۸ - ای با تو مرا دوستی سی روزه
ای با تو مرا دوستی سی روزه
از خدمت تو وصل کنم دریوزه
گفتی که چرا تو آب را نادیده
ای جان جهان سبک کشیدی موزه
خاقانی : رباعیات
شماره ۳۰۹ - تا آتش عشق را برافروخته‌ای
تا آتش عشق را برافروخته‌ای
همچون دل من هزار دل سوخته‌ای
این جور و جفا تو از که آموخته‌ای
کز بهر دل آتشین قبا دوخته‌ای
خاقانی : رباعیات
شماره ۳۱۲ - بر سر کنم از عشق تو خاک همه کوی
بر سر کنم از عشق تو خاک همه کوی
ای برده مرا آتش تو آب از روی
من عاشق زار تو چنانم که مپرس
تو لایق عشق من چنانی که مگوی
خاقانی : رباعیات
شماره ۳۱۵ - نفسم جنب غرامت است ای دلجوی
نفسم جنب غرامت است ای دلجوی
کو تیغ که غسل‌ها توان کرد بدوی
جلاد منا!به آب آن تیغ دو روی
یک راه ز من جنابت نفس بشوی
خاقانی : رباعیات
شماره ۳۲۳ - ترسا صنمی کز پی هر غم‌خواری
ترسا صنمی کز پی هر غم‌خواری
بر هر در دیری زده دارد داری
ز آن زلف صلیب شکل دادی باری
یک موی کزو ببستمی زناری
خاقانی : رباعیات
شماره ۳۲۶ - آن سنگ‌دلی و سیم دندان که بدی
آن سنگ‌دلی و سیم دندان که بدی
ز آن خوشتری ای شوخ زبان دان که بدی
در کار توام هزار چندان که بدم
در خون منی هزار چندان که بدی
خاقانی : رباعیات
شماره ۳۳۰ - من بودم و آن نگار روحانی روی
من بودم و آن نگار روحانی روی
افکنده در آن دو زلف چوگانی گوی
خصمان به در ایستاده خاقانی جوی
من در حرم وصال سبحانی گوی
خاقانی : رباعیات
شماره ۳۳۲ - از عشق صلیب موی رومی رویی
از عشق صلیب موی رومی رویی
ابخاز نشین گشتم و گرجی کویی
از بس که بگفتمش که مویی مویی
شد موی زبانم و زبان هر مویی
خاقانی : رباعیات
شماره ۳۳۳ - خاقانی اگر شیوهٔ عشق آغازی
خاقانی اگر شیوهٔ عشق آغازی
یارانت خسند با خسان چون سازی
تو چشمی اگر در تو خسی آویزد
چندان مژه برزن که برون اندازی
خاقانی : رباعیات
شماره ۳۳۵ - گر کشتنیم چنان کش از بهر خدای
گر کشتنیم چنان کش از بهر خدای
کز بنده شنوده باشی از روح افزای
زان میگون لب و زان مژهٔ جان فرسای
مستم کن و آنگه رگ جانم بگشای
خاقانی : رباعیات
شماره ۳۳۷ - بیدل نیمی گر به رخت بنگرمی
بیدل نیمی گر به رخت بنگرمی
گمره نیمی گر به درت بگذرمی
غمخوار توام کاش تو را درخورمی
گر درخورمی تو را چرا غم خورمی
خاقانی : رباعیات
شماره ۳۳۹ - خاک شومی گرنه چنین خون خوریی
خاک شومی گرنه چنین خون خوریی
نازت برمی گرنه چنین کافریی
گر با دل من به دوستی درخوریی
زین دیده بران دیده گرامی‌تریی
خاقانی : رباعیات
شماره ۳۴۰ - خاقانی را همیشه بیغاره زنی
خاقانی را همیشه بیغاره زنی
هم نیش به جان او چو جراره زنی
اندر غم تو دلم دو صد پاره شده است
صد شعله بر این دل دوصد پاره زنی
خاقانی : رباعیات
شماره ۳۴۲ - از شهر تو رفت خواهم ای شهرآرای
از شهر تو رفت خواهم ای شهرآرای
جان را به وداع کوتهی روی بنمای
از جور تو در سفر بیفشردم پای
دل را به تو و تو را سپردم به خدای
خاقانی : رباعیات
شماره ۳۴۳ - روزی که سر زلف چو چوگان داری
روزی که سر زلف چو چوگان داری
آسیمه دلم چو گوی میدان داری
آن شب که همی رای به هجران داری
آفاق به چشم من چو زندان داری