تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۹۵ - در خاک بجستمت چو خور یافتمت
در خاک بجستمت چو خور یافتمت
بسیار عزیزتر ز زر یافتمت
جایی اگر امروز خبر یافتمت
جان تو که نیک عشوه گر یافتمت
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۹۶ - ای دیدهٔ روشن سنایی ز غمت
ای دیدهٔ روشن سنایی ز غمت
تاریک شد این دو روشنایی ز غمت
با این همه یک ساعت و یک لحظه مباد
این جان و دل مرا جدایی ز غمت
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۹۷ - از ظلمت چون گرفته ما هم ز غمت
از ظلمت چون گرفته ما هم ز غمت
چون آتش و خون شد اشک و آهم ز غمت
از بس که شب و روز بکاهم ز غمت
از زردی رخ چو برگ کاهم ز غمت
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۹۸ - دل خسته و زار و ناتوانم ز غمت
دل خسته و زار و ناتوانم ز غمت
خونابه ز دیده می‌برانم ز غمت
هر چند به لب رسیده جانم ز غمت
غمگین مانم چو باز مانم ز غمت
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۹۹ - هر چند دلم بیش کشد بار غمت
هر چند دلم بیش کشد بار غمت
گویی که بود شیفته‌تر بر ستمت
گفتی کم من گیر نگیرد هرگز
آن دل که کم خویش گرفتست کمت
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۰۰ - سرو چمنی یاد نیاید ز منت
سرو چمنی یاد نیاید ز منت
شد پست چو من سرو بسی در چمنت
خورشید همه ز کوه آید بر اوج
وان من مسکین ز ره پیرهنت
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۰۱ - زین رفتن جان ربای درد افزایت
زین رفتن جان ربای درد افزایت
چون سازم و چون کنم پشیمان رایت
برخیزم و در وداع هجر آرایت
بندی سازم ز دست خود بر پایت
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۰۲ - آتش در زن ز کبریا در کویت
آتش در زن ز کبریا در کویت
تا ره نبرد هیچ فضولی سویت
آن روی نکو ز ما بپوش از مویت
زیرا که به ما دریغ باشد رویت
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۰۳ - هستی تو سزای این و صد چندین رنج
هستی تو سزای این و صد چندین رنج
تا با تو که گفت کین همه بر خود سنج
از جستن و خواستن برآسای و مباش
آرام گزین که خفته‌ای بر سر گنج
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۰۴ - اندر همه عمر من بسی وقت صبوح
اندر همه عمر من بسی وقت صبوح
آمد بر من خیال آن راحت روح
پرسید ز من که چون شدی تو مجروح
گفتم ز وصال تو همین بود فتوح
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۰۵ - هر جاه ترا بلندی جوزا باد
هر جاه ترا بلندی جوزا باد
درگاه ترا سیاست دریا باد
رای تو ز روشنی فلک سیما باد
خورشید سعادت تو بر بالا باد
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۰۶ - ای شاخ تو اقبال و خرد بارت باد
ای شاخ تو اقبال و خرد بارت باد
در عالم عقل و روح بازارت باد
نام پدرت عاقبت کارت باد
کارت چو رخ و سرت چو دستارت باد
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۰۷ - گوشت سوی عاقلان غافل‌وش باد
گوشت سوی عاقلان غافل‌وش باد
چشمت سوی صوفیان دردی کش باد
بی روی تو آب دیده‌ها آتش باد
بی وصل تو روز نیک را شب خوش باد
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۰۸ - زلفینانت همیشه خم در خم باد
زلفینانت همیشه خم در خم باد
واندوهانت همیشه دم در دم باد
شادان به غم منی غمم بر غم باد
عشقی که به صد بلا کم آید کم باد
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۰۹ - نور بصرم خاک قدمهای تو باد
نور بصرم خاک قدمهای تو باد
آرام دلم زلف به خمهای تو باد
در عشق داد من ستمهای تو باد
جانی دارم فدای غمهای تو باد
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۱۰ - اصل همه شادی از دل شاد تو باد
اصل همه شادی از دل شاد تو باد
تا بنده بود همیشه بر یاد تو باد
بیداد همی کنی و دادم ندهی
داد همه کس فدای بیداد تو باد
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۱۱ - از کبر چو من طبع تو بگریخته باد
از کبر چو من طبع تو بگریخته باد
با خلق چو تو خلق من آمیخته باد
دشمنت چو من به گردن آویخته باد
یا همچو من آب روی او ریخته باد
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۱۲ - گردی که ز دیوار تو برباید باد
گردی که ز دیوار تو برباید باد
جز در چشمم از آن نشان نتوان داد
ای در غم تو طبع خردمندان شاد
هر کو به تو شاد نیست شادیش مباد
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۱۳ - کاری که نه کار تست ناساخته باد
کاری که نه کار تست ناساخته باد
در کوی تو مال و ملک درباخته باد
گر چهرهٔ من جز از غم تست چو زر
در بوتهٔ فرقت تو بگداخته باد
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۱۴ - چشمم ز فراق تو جهانسوز مباد
چشمم ز فراق تو جهانسوز مباد
بر من سپه هجر تو پیروز مباد
روزی اگر از تو باز خواهم ماندن
شب باد همه عمر من آن روز مباد