تعداد ۶۳۴۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
میرزا قلی میلی مشهدی : متفرقات
شماره ۳۷ - هزاران آه ازان خواری، که چون میراندی از بزمم
میرزا قلی میلی مشهدی : متفرقات
شماره ۳۹ - پس از عمری که در بزم وصالش جای خود بینم
میرزا قلی میلی مشهدی : متفرقات
شماره ۴۲ - محبت ز اضطراب دل، پشیمانی کشید از من
میرزا قلی میلی مشهدی : متفرقات
شماره ۴۷ - شبم را نیست امید سحر در فرقت ماهی
میرزا قلی میلی مشهدی : متفرقات
شماره ۴۸ - زمانی دردلم صد بار میآیی، نمیدانم
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱ - نمی شد نو خط دیوان ما، رشک گلستانی
نمی شد نو خط دیوان ما، رشک گلستانی
ز بسم الله بر سر گر نمی زد شاخ ریحانی
پریزادی ست این مجموعه کایام طفولیت
ز هر سو در دهان ام الکتابش داده پستانی
بود گیسوی سطرش باعث جمعیت خاطر
بدین خوبی ندارد بزم معنی، موپریشانی
ز خوبیهای طینت، جلد خود را حله می داند
نه دامانی بود این دلربا را، نه گریبانی
اگر طغرا به حمد کبریا بلبل زبان گردد
به رنگ مصحف گل، میتواند داشت دیوانی
ز بسم الله بر سر گر نمی زد شاخ ریحانی
پریزادی ست این مجموعه کایام طفولیت
ز هر سو در دهان ام الکتابش داده پستانی
بود گیسوی سطرش باعث جمعیت خاطر
بدین خوبی ندارد بزم معنی، موپریشانی
ز خوبیهای طینت، جلد خود را حله می داند
نه دامانی بود این دلربا را، نه گریبانی
اگر طغرا به حمد کبریا بلبل زبان گردد
به رنگ مصحف گل، میتواند داشت دیوانی
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۶ - دلم در نازکی باج از پر پروانه می گیرد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۰ - ز گلها، سروها را دورمنشان ای چمن پرور
ز گلها، سروها را دورمنشان ای چمن پرور
که دایم شیشه ها را جا بود نزدیک ساغرها
ز مروارید شبنم، تاکهای سبز پیراهن
کنند آرایش دخترچه های خود چو مادرها
چو آن سرو سهی قامت به سیر کوچه باغ آید
درختان را به انداز سلامش خم شود سرها
ز نقش پای موری، قاصدم در چاه می افتد
ز چاه خود چه سان آیند بر بامم کبوترها
برادر خواند طغرا اهل عالم را ز خونگرمی
چو یوسف عاقبت آزارها دید از برادرها
که دایم شیشه ها را جا بود نزدیک ساغرها
ز مروارید شبنم، تاکهای سبز پیراهن
کنند آرایش دخترچه های خود چو مادرها
چو آن سرو سهی قامت به سیر کوچه باغ آید
درختان را به انداز سلامش خم شود سرها
ز نقش پای موری، قاصدم در چاه می افتد
ز چاه خود چه سان آیند بر بامم کبوترها
برادر خواند طغرا اهل عالم را ز خونگرمی
چو یوسف عاقبت آزارها دید از برادرها
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۳ - زمین در سایه خم می زند گلبانگ جوش اینجا
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۷ - ز بس آمد به نزدیکم، چو مژگانش نمی بینم
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۰ - نه من از میکده بیرون روم، نه زاهد از مسجد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۱ - به سوی خاکساران محبت جلوه ای سر کن
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۷ - به پای شوق گشتم هرطرف بسیار در صحرا
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۰ - کند چون دیده ما حفظ اشک خود، مکن عیبش
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۳ - به شب زلف بتان، روز تمام است اینجا
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۶۰ - به تسکین دلم یکسان بود لطف و عتاب او
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۶۵ - بهار افکنده در صحن چمن از سبزه قالیها
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۷۳ - روان کردم به کویش قاصدی از اشک و می ترسم
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۷۸ - به غیر از عشق اگر آیین دیگر دلنشین می شد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۹۲ - مگر چاه زنخدانت نمایان گشت در صحرا