تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵ - در دست منت همیشه دامن بادا
در دست منت همیشه دامن بادا
وانجا که ترا پای سر من بادا
برگم نبود کسی ترا دارد دوست
ای دوست همه جهانت دشمن بادا
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶ - شمعم که زمن هست اثر غم پیدا
شمعم که زمن هست اثر غم پیدا
شد سوز دلم زچشم پر نم پیدا
زآن نیست مرا سوز زماتم پیدا
کم گریه و خنده نیست از هم پیدا
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷ - گر بگشایم ز غصّه امشب لب را
گر بگشایم ز غصّه امشب لب را
بر چرخ بسوزم از نفس کوکب را
ای صبح بیا تو نیز جانی می کن
باشد که بهم روز کنیم این شب را
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸ - روز آمد و بردوختم از دم لب را
روز آمد و بردوختم از دم لب را
پرداخته کردم از روان قالب را
اکنون که مرا زنده همی دارد شب
شاید که چو شمع زنده دارم شب را
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۹ - بی یار، کسی که یار نداشت ترا
بی یار، کسی که یار نداشت ترا
و آسوده دلی که خیره بگذاشت ترا
از بی آبی بساغر می مانی
کافتادۀ تست هرکه برداشت ترا
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۰ - شادی خوانم بنام غمهای ترا
شادی خوانم بنام غمهای ترا
دادم لقب انصاف ستمهای ترا
رفتی تو و برمن دگری بگزیدی
الحق چه توان گفت کرمهای ترا؟
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۱ - چون دید صبا میان بستان گل را
چون دید صبا میان بستان گل را
وز بی شرمی پیش تو خندان گل را
در حال در آویخت بپایش ز درخت
پس کرد ز خار تیر باران گل را
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۲ - عید آمد و درد برقرارست مرا
عید آمد و درد برقرارست مرا
و آن غم که یکی بود هزارست مرا
چون عید ز روی آن نگارست مرا
با عید دگر کسان چه کارست مرا؟
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۳ - زابشخور وصل بهره اشکست مرا
زابشخور وصل بهره اشکست مرا
گلگونۀ رنگ چهره اشکست مرا
چون چرخ ز خورشید و ستاره شب و روز
چشمی و هزار قطره اشکست مرا
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۴ - در تن غم تو بجای جانست مرا
در تن غم تو بجای جانست مرا
سودای تو مغز استخوانست مرا
از عشق فرا گذشت این کار ار هیچ
چیزیست ورای عشق آنست مرا
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۵ - نه یاری ازین دلگسلی هست مرا
نه یاری ازین دلگسلی هست مرا
نه جز غم عشق حاصلی هست مرا
وآنگه گویی مرا که دل خوش می دار
خاموش، کدام دل؟ دلی هست مرا؟
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۶ - زلف تو چنان بباد بر داد مرا
زلف تو چنان بباد بر داد مرا
کآورد ز خویشتن بفریاد مرا
چندان ز سر زلف تو افتاد مرا
کز وصل رخ تو نیست خود یادمرا
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۷ - کرد این طمع خام تبه نام مرا
کرد این طمع خام تبه نام مرا
بیهوده بباد داد ایام مرا
قدری هیزم از تو طمع می دارم
تا پخته کند این طمع خام مرا
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۸ - دل بر تو نهم رغم بد اندیشان را
دل بر تو نهم رغم بد اندیشان را
وز تو نبرم ستیزۀ ایشان را
ور من بمثل بمیرم اندر غم تو
عشق تو بمیراث دهم خویشان را
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۹ - آنها که فلک وفا نداد ایشان را
آنها که فلک وفا نداد ایشان را
وصل من و تو بد اوفتاد ایشانرا
خواهند مرا ز خدمتت باز برند
یا رب که زبان بریده باد ایشانرا
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۰ - تیغ تو که بنده می کند شاهانرا
تیغ تو که بنده می کند شاهانرا
آورد بسی براه گمراهانرا
در دست تو یک قطرۀ آبست و لیک
آبیست ز سر گذشته بدخواهانرا
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۱ - ساقت که بآرزو پرستند او را
ساقت که بآرزو پرستند او را
همچون دل من چرا بخستند او را
زخمی که حوالت گه او بود دلم
دردا گه برشته بر تو بستند او را
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۲ - دردیست اجل که نیست درمان او را
دردیست اجل که نیست درمان او را
بر شاه و وزیر هست فرمان او را
شاهی که بحکم دوش کرمان می خورد
امروز همی خورند کرمان او را
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۳ - هر کو بشناخت مستی و پستی را
هر کو بشناخت مستی و پستی را
بفروخت بیک جرعۀ می هستی را
مانندۀ نرگس آنکه صاحب نظرست
بر دیدۀ خود جای کند مستی را
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۴ - می آمد و می رفت پیاله بر ما
می آمد و می رفت پیاله بر ما
تا خون بنماند در رگ و ساغر ما
چون چشم خروه بس که شد در سرما
چون تاج خروه لعل شد افسرما