تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۸۵ - یک شب خواهم خراب و ناپروایت
یک شب خواهم خراب و ناپروایت
تا روز من اندر برسیم آسایت
چون خط تو گرد دهنت می گردم
چون زلف تو می فتم بسر در پایت
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۸۶ - در حسن ندارد گل صد پر پایت
در حسن ندارد گل صد پر پایت
زان می فتد از دست تو هم در پایت
و آن غنچه که لب فراهم آورد چنان
زانست که تا بوسه دهد بر پایت
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۸۷ - ای قبله گه ملک خم ابرویت
ای قبله گه ملک خم ابرویت
وی سیلی ابلیس زده بازویت
ای هشت بهشت خانه یی از کویت
وی دوزخ نیم سوختۀ هندویت
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۸۸ - بشنو زمن ای قبلۀ جانم رویت
بشنو زمن ای قبلۀ جانم رویت
این قصۀ در هم شدۀ هندویت
تو در دل من نشسته یی و آنگه من
در آرزوی آنکه بینم رویت
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۸۹ - تا گشت عتاب و جنگ با ماش فراخ
تا گشت عتاب و جنگ با ماش فراخ
شد تنگ شکر زان لب در پاش فراخ
گفتند فراخست دهان خوش او
آن روزی جان ماست گو باش فراخ
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۹۰ - شد راحت آن روی دلارای فراخ
شد راحت آن روی دلارای فراخ
تا گشت دهان آن شکر خای فراخ
وین نیز هم از غایت لطفست که خواست
تا بر دل ما تنگ کند جای فراخ
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۹۱ - گردون که همه گرد جفا می گردد
گردون که همه گرد جفا می گردد
پیرامن رخت عمر ما می گرد
تیر اجل از شست رها می گردد
پشتم چو کمان از آن دو تا می گردد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۹۲ - آن باده که چشم عیش روشن دارد
آن باده که چشم عیش روشن دارد
همواره ز دست من نشیمن دارد
منگر تو بدان که من چه دارم بر دست
آن بین تو که او چه دست بر من داد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۹۳ - دریاب گرت دست رسی خواهد بود
دریاب گرت دست رسی خواهد بود
کین عالم فانی نفسی خواهد آمد
در هجر باختیار چندین بمکوش
هجران ضرورتی بسی خواهد بود
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۹۴ - بلبل به سپیده‌دم همی زد فریاد
بلبل به سپیده‌دم همی زد فریاد
کین آتش گل در همه گلزار افتاد
ابر از برش ارچه آب می ریخت چه سود؟
کاتش همه در گرفته بود از دم باد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۹۵ - دمی می رفتم مست و کش و خرّم و شاد
دمی می رفتم مست و کش و خرّم و شاد
آن ماه دو هفته پیش من باز افتاد
گفتا که چه حالتست؟ گفتم فریاد
کان نوبت ما بقای سوگند تو باد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۹۶ - وقتی که بتم گره بر آن زلف نهاد
وقتی که بتم گره بر آن زلف نهاد
از سختی بند بر قفا می افتاد
امروز بشکر آنکه بندش بگشاد
بر روی افتاد بوسه بر پایش داد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۹۷ - از بس که سوی چمن برد بوی تو باد
از بس که سوی چمن برد بوی تو باد
وز بس که کند گل ز دور خار تو باد
تا لاجرم آزادی سر تا پایت
در دست و زبان سوسن و سرو افتاد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۹۸ - پیوسته مرا چون تو بتی در بر باد
پیوسته مرا چون تو بتی در بر باد
عیشم ز لب تو هر زمان خوشتر باد
با وصل چو نگار کار چو منی
زر می سازد که آفرین بر زر باد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۹۹ - ای داده مرا جان و جوانی بر باد
ای داده مرا جان و جوانی بر باد
دادم ز پی تو سوزیانی بر باد
در هر سخنی چو باد می آویزی
تا چون سخنم همی نشانی برباد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۰۰ - خورشید غلام آن رخ مه وش باد
خورشید غلام آن رخ مه وش باد
تیرستم ترا دلم ترکش باد
در خاک در تو مرد خوش خوش دل من
یا رب که دعا کرد؟ که خاکش خوش باد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۰۱ - کس چون تو اسیر ریش بسیار مباد
کس چون تو اسیر ریش بسیار مباد
برگردن هیچکس چنان بار مباد
باریش چنان کسی سروکار مباد
برریشستان کسی گرفتار مباد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۰۲ - .... عشق تو فیروز مباد
.... عشق تو فیروز مباد
جز جان من از عشق تو با سوزمباد
... ندیده بودیم روا
روزی که غمت نه بینم آنروز مباد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۰۳ - بی روی توام صبر و دل و هوش مباد
بی روی توام صبر و دل و هوش مباد
بی یاد تو هر می که خورم نوش مباد
هرچند ترا زمن نمی آید یاد
هرگز غم تو مرا فراموش مباد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۰۴ - پیوسته کمان دولتت بر زه باد
پیوسته کمان دولتت بر زه باد
روز تو ز روز و شبت از شب به باد
تا عالم و آب و خاک بر جای بود
بر روی زمین حکم تو فرمان ده باد