تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۰۵ - جام طربم زناگه از دست افتاد
جام طربم زناگه از دست افتاد
کارم ز فرا ز چرخ در پست افتاد
در چشمۀ زندگانیم ماهی عمر
از پنجۀ روزگار در شست افتاد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۰۶ - گل گر چه بطبع خوب و دمساز افتاد
گل گر چه بطبع خوب و دمساز افتاد
معشوقۀ بلبل خوش آواز افتاد
پس خنده زنان آمد و چون روی تو دید
گریان گریان خجل خجل باز افتاد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۰۷ - دل چون ز جهان عیش یکسو افتاد
دل چون ز جهان عیش یکسو افتاد
در دام بلازان خم گیسو افتاد
تا با سر گیسوی تو هم زانو شد
چون گیسوی تو در پس زانو افتاد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۰۸ - آن دل که بکام دل بدخواه افتاد
آن دل که بکام دل بدخواه افتاد
در چاه ز نخدان تو ناگاه افتاد
ار چه همه کس بچشم کس بچشم پرهیز کنند
بیچاره دلم بچشم در چاه افتاد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۰۹ - ایّام جز از عشوۀ بسیار نداد
ایّام جز از عشوۀ بسیار نداد
در دست کسی یک گل بی خار نداد
چون آخر کار جان بخواهد ستدن
پس هر چه زمانه داد انگار نداد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۱۰ - یک روز فلک کار مرا ساز نداد
یک روز فلک کار مرا ساز نداد
هرگز سوی من بخت خوش آواز نداد
یک شب نفسی از سر شادی نزدم
کآن روز بدست صد غمم باز نداد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۱۱ - ساقی بر من چو جام روشن بنهاد
ساقی بر من چو جام روشن بنهاد
جانم بهوای خدمتش تن بنهاد
عقلم چو صراحی ار چه گرد نکش بود
حالی چو پیاله دید گردن بنهاد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۱۲ - ذوقیست لب ترا که جان دریابد
ذوقیست لب ترا که جان دریابد
رمزیست که جان عاشقان در یابد
اندر کمر تو معنیی باریکست
من بندۀ آن کم آن دریابد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۱۳ - بی روی تو جز بخت نگون کی خسبد؟
بی روی تو جز بخت نگون کی خسبد؟
بیدار بکارت اندرون کی خسبد؟
در ارزوی تو گر نخفتم چه عجب؟
خون گشت مرا دو چشم ، خون کی خسبد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۱۴ - در بزم ملک زهره نواگر زیبد
در بزم ملک زهره نواگر زیبد
خورشید شراب و ماه ساغر زیبد
گر صورت مملکت مصور گردد
رای ملک الملوکش افسر زیبد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۱۵ - چون آه دمادمم افتد
چون آه دمادمم افتد
سوز دل من در دل انجم افتد
با روی تو گر چشم مرا کار افتاد
آری همه کارها بمردم افتد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۱۶ - زلفت که زروی باز پس می افتد
زلفت که زروی باز پس می افتد
در پای تو چون من بهوس می افتد
چشم تو که عالمی نیفتد در وی
مستت از آن در همه کس می افتد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۱۷ - عکس رخ تو چون بر فلک می افتد
عکس رخ تو چون بر فلک می افتد
مه در دویی خویش بشک می افتد
رخسارۀ لعل بر رح زردم نه
کان رنگ برین رنگ خشک می افتد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۱۸ - چون غنچۀ گل در تک و پو می افتد
چون غنچۀ گل در تک و پو می افتد
از شاخ بهر باد فرو می افتد
ز آغاز و سرانجام همی اندیشد
وز آمد و شد خنده برو می افتد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۱۹ - زلفت همه بر لالۀ تر می غلتند
زلفت همه بر لالۀ تر می غلتند
گه بر گل و گاه بر شکر می غلتد
روزی صد بار بر درت میدم چشم
تر می شود و بخاک در می غلتد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۲۰ - اشکم ز تو در خون جگر می غلتد
اشکم ز تو در خون جگر می غلتد
پیش در تو بخاک در می غلتد
در آرزوی خاک در تو همه شب
از چهرۀ من بر سر زر می غلتد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۲۱ - کی بی تو مرا چو غنچه دل خوش گردد؟
کی بی تو مرا چو غنچه دل خوش گردد؟
تا هر نفس حال مشوش گردد
گر باد بجنبد بدرم پیراهنی
ور آب خورم در دلم آتش گردد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۲۲ - از عکس لبت دیده بدخشان گردد
از عکس لبت دیده بدخشان گردد
وز یاد رخت سینه گلستان گردد
بی روی توگر آب خورم چون گلبن
اندر دل من چو غنچه پیکان گردد
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۲۳ - جایی که مل لعل پیاپی گردد
جایی که مل لعل پیاپی گردد
طبعم همه گرد طرب و می گردد
وقت گل و می حاضر و ، یاران هم دم
گر توبه کنم مسلّمم کی گردد؟
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۲۲۴ - چون کار زمانه برگذر می گردد
چون کار زمانه برگذر می گردد
هر دم همه کارها دگر می گردد
من دانم و ساغری که در می گردد
ور هفت فلک زیر و زبر می گردد