تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۴۰ - خورشید به تابش ضیایی گروست
خورشید به تابش ضیایی گروست
بیمار به تدبیر دوایی گروست
زاهد به شمار سبحه‌ای در بند است
عاشق به نگاه آشنایی گروست
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۴۱ - زان روز که زاهد به ریا پی برده‌ست
زان روز که زاهد به ریا پی برده‌ست
چون صبح، دلش گرم و نفس افسرده‌ست
شب زنده بسی داشت، ولیکن به سخن
دل را نکند زنده دمش، گر مرده‌ست
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۴۲ - عمری‌ست که یار درد من افزوده‌ست
عمری‌ست که یار درد من افزوده‌ست
بر دیده من پای ز غفلت سوده‌ست
شکر قدمش چگونه گویم که هنوز
چون حلقه دام، خاک و خون آلوده‌ست
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۴۳ - قومی که شناسند تعلق با کیست
قومی که شناسند تعلق با کیست
دانند که بی علاقه‌ای نتوان زیست
آنها که به آزادگی خود نازند
گر آزادند، قید آزادی چیست؟
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۴۴ - بر غفلت خویش بایدت زار گریست
بر غفلت خویش بایدت زار گریست
آگاه‌کننده را ندانی گر کیست
خود قدر دل سوخته را نشناسی
از آینه پرس فیض خاکستر چیست
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۴۵ - بهتر ز نبی ز سر حق آگه کیست
بهتر ز نبی ز سر حق آگه کیست
ای دوست چنان زی که رسول‌الله زیست
پیغمبر ما ز رفرف آمد رنگین
صوفی تو بگو دعوی بی‌رنگی چیست
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۴۶ - با آن که ز بیداد تو بایست گریست
با آن که ز بیداد تو بایست گریست
درویش نزد آه که این ظلم ز چیست
هرچند که تیغ برنمی‌آرد مرد
چون سینه زنی به تیغ، تقصیر ز کیست؟
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۴۷ - نشنیده خرد که عشق را کالا چیست
نشنیده خرد که عشق را کالا چیست
کس را چه خبر که در دل دانا چیست
خس در بالا حباب را بیند و بس
بشنو ز صدف که در ته دریا چیست
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۴۸ - کس را چه خبر که عالم بالا چیست
کس را چه خبر که عالم بالا چیست
یا آن طرف نه فلک مینا چیست
گوهر که صدف زاد و صدف پروردش
کی داند، کی، حقیقت دریا چیست
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۴۹ - در سینه دلت کام چه می‌داند چیست
در سینه دلت کام چه می‌داند چیست
ذوق غم ایام چه می‌داند چیست
مرغی که طلسم آشنایی بشکست
آزادگی دام چه می‌داند چیست
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۵۰ - ویرانه شدی، گمان آبادی چیست
ویرانه شدی، گمان آبادی چیست
غم باید خورد اینقدر شادی چیست؟
محکوم به حکم شرع می‌باید بود
در بندگی‌ات دعوی آزادی چیست
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۵۱ - ای مست و خراب، لاف مخموری چیست
ای مست و خراب، لاف مخموری چیست
در بیخودی‌ات شیوه منصوری چیست
ناظر شده‌ای، دعوی منظوری چیست
بگذشته ز منزلی، مگو دوری چیست
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۵۲ - آن کز قلمش نقش بت چین اثری‌ست
آن کز قلمش نقش بت چین اثری‌ست
چون خامه مو به نقش‌بندیش سری‌ست
.............
.............
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۵۳ - قدسی ز جهان مرا کناری کافی‌ست
قدسی ز جهان مرا کناری کافی‌ست
در صفحه خاک، نقطه‌واری کافی‌ست
آن مرغ ضعیفم که درین دشت مرا
از بهر پناه، نوک خاری کافی‌ست
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۵۴ - گر عقل رمید، عشق دلبر باقی‌ست
گر عقل رمید، عشق دلبر باقی‌ست
صد دجله خون بر مژه تر باقی‌ست
دل هست درون سینه گر آه نماند
گر شعله ز پا نشست، اخگر باقی‌ست
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۵۵ - در دیده عارفان گل و بید یکی‌ست
در دیده عارفان گل و بید یکی‌ست
در محفل وصل بیم و امید یکی‌ست
روزن متعددش نماید، ورنه
روشن بود این که نور خورشید یکی‌ست
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۵۶ - در پیش تو دیوانه و فرزانه یکی‌ست
در پیش تو دیوانه و فرزانه یکی‌ست
قدر خزف و گوهر یکدانه یکی‌ست
چون آینه با روشنی دیده، چرا
در چشم تو آشنا و بیگانه یکی‌ست؟
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۵۷ - آن گل که وفای بلبلانش حالی‌ست
آن گل که وفای بلبلانش حالی‌ست
در پرسش ما قرین فارغ‌بالی‌ست
صد مجلس داشت با حریفان همه شب
یک بار نگفت جای قدسی خالی‌ست
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۵۸ - در ساغر من مِی طلبی را جا نیست
در ساغر من مِی طلبی را جا نیست
می‌گویم و از هیچ کسم پروا نیست
با گوهر اشک خویشتن ساخته‌ام
چشمم چو حباب بر کف دریا نیست
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۵۹ - در عشق مگو که همنفس پیدا نیست
در عشق مگو که همنفس پیدا نیست
کس بسیارست، جای کس پیدا نیست
از هر طرفی ناله مرغان اسیر
می‌آید و هیچ‌جا قفس پیدا نیست