تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۸۰ - از مرغ چمن، به گل سزاوارترم
از مرغ چمن، به گل سزاوارترم
بر شعله، ز پروانه گرفتارترم
آن را که نظر بر رخ یاری باشد
در دیده، ز نور دیده، در کارترم
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۸۱ - با آن که گذشت در نقاب از نظرم
با آن که گذشت در نقاب از نظرم
گویی که فتاد آفتاب از نظرم
خود را ز میان بردم و او را دیدم
شد پاره ز بیخودی حجاب از نظرم
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۸۲ - در وصل تو دیده بر زمین می‌دوزم
در وصل تو دیده بر زمین می‌دوزم
در باغم و از حسرت گل می‌سوزم
تو در نظر و من به خیالت مشغول
در وصل، طریق هجر می‌آموزم
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۸۳ - از خاک درت گر چو صبا برخیزم
از خاک درت گر چو صبا برخیزم
یا رب به کجا فتم، کجا برخیزم
در کوی تو افتاده سرم بر سر راه
هر چند ز ره چو نقش پا برخیزم
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۸۴ - شب‌ها که ز هجر، آب گردد نفسم
شب‌ها که ز هجر، آب گردد نفسم
وز آتش دل، کباب گردد نفسم
مالم چو نسیم، سینه بر سینه صبح
تا مطلع آفتاب گردد نفسم
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۸۵ - گردون زند از کین تو هر صبحی دم
گردون زند از کین تو هر صبحی دم
روزی کند از عمر تو هر شامی کم
اختر کند از برای خاکت از هم
آری دندان رنج کشد بهر شکم
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۸۶ - در عشق به آن بهانه جو نزدیکم
در عشق به آن بهانه جو نزدیکم
وصلش دارد به خود نکو نزدیکم
این طرفه که با من است پیوسته و من
از خود چو شوم دور، به او نزدیکم
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۸۷ - چون آینه، گر به ساده‌لوحی مثلم
چون آینه، گر به ساده‌لوحی مثلم
این بس بود از ساده‌دلی ماحصلم
کز رقعه ساده عزیزان چمن
چون غنچه ز برگ گل بود پر، بغلم
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۸۸ - خود کرد به لطف اگرچه اول رامم
خود کرد به لطف اگرچه اول رامم
زود از نظر افکند بت خودکامم
خوی فلک است دلبرم را که چو مهر
برداشت صباح و بر زمین زد شامم
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۸۹ - هرچند نواسنج قدیم چمنم
هرچند نواسنج قدیم چمنم
یا تازه به معنی و به صورت کهنم
از پختگی‌ام مگو، که آب است هنوز
چون میوه خام، استخوان در بدنم
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۹۰ - گفتی که لب آلوده به می چند کنم
گفتی که لب آلوده به می چند کنم
گر می نبود، دل به چه خرسند کنم؟
می نوش که تا نامه اعمال تو را
بر نامه جرم خویش پیوند کنم
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۹۱ - از خوف، گهی خاطر خود ریش کنم
از خوف، گهی خاطر خود ریش کنم
گه تکیه به عفو بخشش‌اندیش کنم
امّید و هراس در دلم یکسانند
یا رب تو بگو کدام را پیش کنم
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۹۲ - از حق، طلب دل حق‌اندیش کنم
از حق، طلب دل حق‌اندیش کنم
هرچند کزان حیرت خود بیش کنم
آن را که به خدمت کسش نیست نیاز
آیا به کدام خدمت از خویش کنم؟
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۹۳ - خواهم ز گذشته‌ها روایت نکنم
خواهم ز گذشته‌ها روایت نکنم
وز محنت آینده شکایت نکنم
در بر رخ خلق بندم و در کنجی
بنشینم و با کسی حکایت نکنم
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۹۴ - قدسی هوس کام‌پرستی نکنم
قدسی هوس کام‌پرستی نکنم
لب بر لب خم چو خشت و مستی نکنم
شب روز شود ز برق آهم، اما
بر صبح به خنده پیش‌دستی نکنم
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۹۵ - هر روز، سرشک چشم طوفان‌زایم
هر روز، سرشک چشم طوفان‌زایم
بندد به سلاسل تموّج، پایم
همچون نی نودمیده، ایام نهد
بندی هر روز تازه بر اعضایم
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۹۶ - قدسی من و بخت اگرچه توام بودیم
قدسی من و بخت اگرچه توام بودیم
وز روز ازل جدا ز هم کم بودیم
با من نشد آمیخته در صفحه خاک
با آن که چو حرف و نقطه با هم بودیم
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۹۷ - دل پیش تو ای دلبر کاشی داریم
دل پیش تو ای دلبر کاشی داریم
در بزم تو جای بر حواشی داریم
یاران همه میل آب‌پاشان دارند
ما با تو سر نیازپاشی داریم
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۹۸ - تا یار شدی به رغم من با دشمن
تا یار شدی به رغم من با دشمن
شد کشته چراغ دلم ای عهدشکن
قدسی دیدی که آشنا با تو چه کرد
بیگانه مگر کند چراغت روشن
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۹۹ - الفاظ لباس است و معانی چو بدن
الفاظ لباس است و معانی چو بدن
زنهار که هرگاه شوی گرم سخن
در پاکی لفظ، بیشتر کوش، آری
در جامه شسته است آسایش تن