تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
خیام : رباعیات
رباعی ۹۹ - آن لعل در آبگینه ی ساده بیار
آن لعل در آبگینه ی ساده بیار
و آن محرم و مونس هر آزاده بیار
چون می دانی که مدت عالم خاک
باد است که زود بگذرد، باده بیار
خیام : رباعیات
رباعی ۱۰۰ - از بودنی ای دوست چه داری تیمار
از بودنی ای دوست چه داری تیمار
وز فکرت بیهوده دل و جان افگار
خرم بزی و جهان به شادی گذران
تدبیر نه با تو کرده‌اند اول کار
خیام : رباعیات
رباعی ۱۰۱ - افلاک که جز غم نفزایند دگر
افلاک که جز غم نفزایند دگر
ننهند بجا تا نربایند دگر
ناآمدگان اگر بدانند که ما
از دهر چه می کشیم نایند دگر
خیام : رباعیات
رباعی ۱۰۲ - ای دل غم این جهان فرسوده مخور
ای دل غم این جهان فرسوده مخور
بیهوده نئی غمان بیهوده مخور
چون بوده گذشت و نیست نابوده پدید
خوش باش غم بوده و نابوده مخور
خیام : رباعیات
رباعی ۱۰۳ - ایدل همه اسباب جهان خواسته گیر
ایدل همه اسباب جهان خواسته گیر
باغ طربت به سبزه آراسته گیر
و آنگاه بر آن سبزه شبی چون شبنم
بنشسته و بامداد برخاسته گیر
خیام : رباعیات
رباعی ۱۰۴ - این اهل قبور خاک گشتند و غبار
این اهل قبور خاک گشتند و غبار
هر ذره ز هر ذره گرفتند کنار
آه این چه شراب است که تا روز شمار
بیخود شده و بی‌خبرند از همه کار
خیام : رباعیات
رباعی ۱۰۵ - خشت سر خم ز ملکت جم خوشتر
خشت سر خم ز ملکت جم خوشتر
بوی قدح از غذای مریم خوشتر
آه سحری ز سینه ی خماری
از ناله ی بوسعید و ادهم خوشتر
خیام : رباعیات
رباعی ۱۰۶ - در دایره ی سپهر ناپیدا غور
در دایره ی سپهر ناپیدا غور
جامی‌ست که جمله را چشانند به دور
نوبت چو به دور تو رسد آه مکن
می نوش به خوشدلی که دور است نه جور
خیام : رباعیات
رباعی ۱۰۷ - دی کوزه‌گری بدیدم اندر بازار
دی کوزه‌گری بدیدم اندر بازار
بر پاره گلی لگد همی زد بسیار
و آن گل به زبان حال با او می‌گفت
من همچو تو بوده‌ام مرا نیکودار
خیام : رباعیات
رباعی ۱۰۸ - ز آن می که حیات جاودانیست بخور
ز آن می که حیات جاودانیست بخور
سرمایه ی لذت جوانی است بخور
سوزنده چو آتش است لیکن غم را
سازنده چو آب زندگانی است بخور
خیام : رباعیات
رباعی ۱۰۹ - گر باده خوری تو با خردمندان خور
گر باده خوری تو با خردمندان خور
یا با صنمی لاله رخی خندان خور
بسیار مخور و رد مکن فاش مساز
اندک خور و گه گاه خور و پنهان خور
خیام : رباعیات
رباعی ۱۱۰ - وقت سحر است خیز ای طرفه پسر
وقت سحر است خیز ای طرفه پسر
پر بادهٔ لعل کن بلورین ساغر
کاین یکدم عاریت در این کنج فنا
بسیار بجویی و نیابی دیگر
خیام : رباعیات
رباعی ۱۱۱ - از جمله ی رفتگان این راه دراز
از جمله ی رفتگان این راه دراز
باز آمده کیست تا بما گوید باز
پس بر سر این دو راههٔ آز و نیاز
تا هیچ نمانی که نمی‌آیی باز
خیام : رباعیات
رباعی ۱۱۲ - ای پیر خردمند پگه‌تر برخیز
ای پیر خردمند پگه‌تر برخیز
و آن کودک خاکبیز را بنگر تیز
پندش ده گو که نرم نرمک می‌بیز
مغز سر کیقباد و چشم پرویز
خیام : رباعیات
رباعی ۱۱۳ - وقت سحر است خیز ای مایه ی ناز
وقت سحر است خیز ای مایه ی ناز
نرمک نرمک باده خور و چنگ نواز
کانها که بجایند نپایند بسی
و آنها که شدند کس نمی آید باز
خیام : رباعیات
رباعی ۱۱۴ - مرغی دیدم نشسته بر باره ی طوس
مرغی دیدم نشسته بر باره ی طوس
در پیش نهاده کله‌ی کیکاووس
با کله همی گفت که افسوس افسوس
کو بانگ جرسها و کجا ناله ی کوس؟
خیام : رباعیات
رباعی ۱۱۵ - جامی است که عقل آفرین می زندش
جامی است که عقل آفرین می زندش
صد بوسه ز مهر بر جبین می زندش
این کوزه‌گر دهر چنین جام لطیف
می‌سازد و باز بر زمین می زندش
خیام : رباعیات
رباعی ۱۱۶ - خیام اگر ز باده مستی خوش باش
خیام اگر ز باده مستی خوش باش
با ماهرخی اگر نشستی خوش باش
چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش
خیام : رباعیات
رباعی ۱۱۷ - در کارگه کوزه‌گری رفتم دوش
در کارگه کوزه‌گری رفتم دوش
دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش
ناگاه یکی کوزه برآورد خروش
کو کوزه‌گر و کوزه‌خر و کوزه فروش؟
خیام : رباعیات
رباعی ۱۱۸ - ایام زمانه از کسی دارد ننگ
ایام زمانه از کسی دارد ننگ
که او در غم ایام نشیند دلتنگ
می خور تو در آبگینه با ناله ی چنگ
زان پیش که آبگینه آید بر سنگ