تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۰۴ - خصم تو که بر سنان باد سرش
خصم تو که بر سنان باد سرش
در دست اجل موی کشان باد سرش
گر یکسر موی از سرتو کم خواهد
چون استره در شکم نهان باد سرش
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۰۵ - ای پسته شیرینت شکر خائی خوش
ای پسته شیرینت شکر خائی خوش
وی در سرم از زلف تو سودائی خوش
در بتکده ها چون تو بتی نتوان یافت
شنگی خوش و شوخی خوش و رعنائی خوش
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۰۶ - ای همچو شکر پسته شیرین تو خوش
ای همچو شکر پسته شیرین تو خوش
وی همچو قمر عارض رنگین تو خوش
دردی که ز عشق تو کشم درمانست
هم مهر توام خوشست و هم کین تو خوش
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۰۷ - هان ابن یمین ز کار آگه میباش
هان ابن یمین ز کار آگه میباش
چون عقل ز کژ ر وی منزه میباش
چون سوسن و نرگس ار همه چشم و زبان
گشتی دو سه روزا بکم و ابکه میباش
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۰۸ - خواهی که ترا هیچ بدی ناید پیش
خواهی که ترا هیچ بدی ناید پیش
تا بتوانی سخن مگوی از کم و بیش
زیرا که ز ناگفته پشیمان نشوی
وی بس که پشیمان شوی از گفته خویش
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۰۹ - ایدل اگرت هست سر دلبر خویش
ایدل اگرت هست سر دلبر خویش
موئی ز سر نگار سیمینبر خویش
با مشک سیه گلیم نسبت نکنی
کامد بخطا از شکم مادر خویش
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۱۰ - آن بت که رخی بود ز مه خوبترش
آن بت که رخی بود ز مه خوبترش
از دور فلک ببین چه آمد بسرش
دی طوطی جان بود مگس بر شکرش
امروز مگس کشند در زیر سرش
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۱۱ - زهریست فراقت که دلم میچشدش
زهریست فراقت که دلم میچشدش
پا زهر وصال ار نبود میکشدش
خون شد دل زار من بیکروزه فراق
دانی چه شود اگر بماهی کشدش
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۱۲ - ای زلف دلاویز تو بر روی تو خوش
ای زلف دلاویز تو بر روی تو خوش
وی شعبده نرگس جادوی تو خوش
آیا بود آنکه با تو بینم خود را
سر سوی سر آورده چو ابروی تو خوش
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۱۳ - پیوسته از آن مصحف قرآن در پیش
پیوسته از آن مصحف قرآن در پیش
دارم که چو هست رحلت جان در پیش
تا درگه رفتن بسوی دار بقا
این از پس و آن میرود از پیشاپیش
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۱۴ - دهقان بچه ئی داد می نابم دوش
دهقان بچه ئی داد می نابم دوش
گفتم که حرام باشد این گفت خموش
من از رز خویش چیده ام انگورش
تشویش مکن می حلالست بنوش
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۱۵ - آن بت که دلم شیفته شد بر چشمش
آن بت که دلم شیفته شد بر چشمش
مستست بسان نرگس تر چشمش
گه گه بکرشمه میزند چشم بهم
یارب مرساد چشم بد در چشمش
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۱۶ - تا از گل سیراب تو بر رست حشیش
تا از گل سیراب تو بر رست حشیش
بی بهره شدم از تو چو از خلد کشیش
ریشت بدمید و مرغ حسنت بپرید
شک نیست که باشد پرش مرغ بریش
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۱۷ - بیا ای ساقی مهوش بیار آن آب چون آتش
بیا ای ساقی مهوش بیار آن آب چون آتش
بگو ای مطرب خوشگو نواهای خوش دلکش
بهذبزم سرور گیتی علاء ملک و دین هندو
که ترک آسمان بندد به خدمت بر درش ترکش
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۱۸ - استاد حسین ای بصفا همچو سروش
استاد حسین ای بصفا همچو سروش
با نطق تو سحبان شود از عجز خموش
در بیشه مردمی و مردی و هنر
تو شیر نری که نام کردت خرگوش
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۱۹ - گر خوش گذرانی گذرد عمر تو خوش
گر خوش گذرانی گذرد عمر تو خوش
ور کم بزنی نقش تو آید همه شش
چون میگذرد عمر بهر حال که هست
خوش میگذران و بار اندوه مکش
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۲۰ - آنکس که مهیا بودش وجه معاش
آنکس که مهیا بودش وجه معاش
وز دور فلک نباشدش هیچ خراش
دانم بکمالش نرسد نقصانی
بر خاطر اگر بگذرد اندیشه ماش
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۲۱ - روزیکه بود صحت و اسباب معاش
روزیکه بود صحت و اسباب معاش
زنهار غنیمت شمر و خوش میباش
زیراک چو وقت فرصت از دست رود
زانپس نکند سود ترا گفتن کاش
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۲۲ - اینخطه اگر چه هست با نزهت و روض
اینخطه اگر چه هست با نزهت و روض
در وی نه باختیار خود کردم خوض
گشتست در او طبیعت نازک من
چون آب که بسیار بماند در حوض
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۴۲۳ - ایروی دلارای تو رخشنده چو شمع
ایروی دلارای تو رخشنده چو شمع
بفروز شبی کلبه من بنده چو شمع
گر خنده زنم بیتو بر آن خنده گری
کز گریه خویش میزنم خنده چو شمع