تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۶۴ - خواهم در زهد را ازین پس بستن
خواهم در زهد را ازین پس بستن
بر تو به شکستن و بمی پیوستن
ای دختر رز مادر عیسی شده ئی
بکری و بفرزند طرب آبستن
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۶۵ - مائیم ز جور فلک آینه گون
مائیم ز جور فلک آینه گون
با آه دلی که سنگ ازو گردد خون
روزی بهزار شب بغم میاریم
تا خود فلک از پرده چه آرد بیرون
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۶۶ - جان باید و نان و نان نباید بیجان
جان باید و نان و نان نباید بیجان
آن باید و این وزین چه آید بی آن
یا رب چو بفضل خویش جانم دادی
نان نیز بده که جان نپاید بی نان
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۶۷ - لعلت بشکر خنده همیبارد جان
لعلت بشکر خنده همیبارد جان
عکس رخ تو بدیده بنگارد جان
جان ابن یمین بهر نثار قدمت
دارد صنما ورنه چرا دارد جان
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۶۸ - چون عاقبت الامر بباید مردن
چون عاقبت الامر بباید مردن
جز یکدمه را نگه نباید کردن
گر تو غم نا آمده و رفته خوری
ای بس غم بیهوده که باید خوردن
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۶۹ - تا رفت ببرج آتشی کوکب من
تا رفت ببرج آتشی کوکب من
از لرزه بهم نیاید لب من
خوشوقت تبم که درگه رنج مرا
دلگرمی من نکرد الا تب من
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۷۰ - یکچند چراغ آرزوها پف کن
یکچند چراغ آرزوها پف کن
قطع نظر از جمال هر یوسف کن
زین شهد یک انگشت بکامت در کش
از لذت اگر محو نگردی تف کن
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۷۱ - ای مونس چشم من خیال رخ تو
ای مونس چشم من خیال رخ تو
وی دانه مرغ روحم خال رخ تو
چون عاشق مهجور پریشان از چیست
زلفین تو چون یافت وصال رخ تو
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۷۲ - ای قبله عشاق جهان ابروی تو
ای قبله عشاق جهان ابروی تو
بردی دل خلق و دارد آن ابروی تو
گر طالب صید دل مشتاقان نیست
از چیست که افتاده چنین بر روی تو
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۷۳ - هم کار دلم بجان رسید از غم تو
هم کار دلم بجان رسید از غم تو
هم آه بآسمان رسید از غم تو
زین بیش مکن بریدن از من صنما
چون کارد باستخوان رسید از غم تو
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۷۴ - ای صبح امید من چو شام از غم تو
ای صبح امید من چو شام از غم تو
هرگز نزدم دمی بکام از غم تو
گر بیتو میی میخورم از دلتنگی
خونیست که میخورم مدام از غم تو
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۷۵ - نائی که سخن بود روان از لب او
نائی که سخن بود روان از لب او
در نی شکر آمد بفغان از لب او
لب بر لب نی نهاد و دم داد دمش
تا گفت که آمدم بجان از لب او
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۷۶ - ای گشته خجل زهره ز چنگ خوش تو
ای گشته خجل زهره ز چنگ خوش تو
صلح همه کس فدای جنگ خوش تو
کو دسترسی فراخ تا بر دارم
کام دل خویشتن ز تنگ خوش تو
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۷۷ - از دولت مخدوم جهان و فر او
از دولت مخدوم جهان و فر او
با کام دلند مادر و دختر او
مقنع بسر آن پسران برفکند
مادر که جهان ملک بود دختر او
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۷۸ - دانی صنما که بر چه سانم بیتو
دانی صنما که بر چه سانم بیتو
خونابه ز دیده می فشانم بیتو
گر با تو بگیرندم و بردار کنند
به زان بودم که زنده مانم بیتو
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۷۹ - ای زلف ترا حلقه و خم تو بر تو
ای زلف ترا حلقه و خم تو بر تو
وز خط برخت نیل و بقم تو بر تو
باد سحری گفت بگل وصف رخت
خون بر دلش افتاد ز غم تو بر تو
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۸۰ - فرزند حسن ایدل و جانم با تو
فرزند حسن ایدل و جانم با تو
گردون نگذاشت تا بمانم با تو
هر چند که غائبی دلم حاضر تست
هر جا که همی روم روانم با تو
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۸۱ - ای نور دو دیده آن سزد مذهب تو
ای نور دو دیده آن سزد مذهب تو
گر منبع تحقیق بود مشرب تو
آبستنی شب جهان میبینی
خوشباش چه دانی که چه زاید شب تو
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۸۲ - ای داده گلابرا خجالت خوی تو
ای داده گلابرا خجالت خوی تو
مستم ز هوای لب همچون می تو
حقا که گرم دست دهد پی کنمش
جز سایه کسی را که بود در پی تو
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۸۳ - تا حسن رخ تو گشت پیرایه تو
تا حسن رخ تو گشت پیرایه تو
خورشید پناه داده با سایه تو
برسایه بالای تو رشکم باشد
من دور ز تو و سایه همسایه تو