تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۱۴ - ای از همه بی نیاز و ای بنده نواز
ای از همه بی نیاز و ای بنده نواز
و از تست که کار من نمی گیرد ساز
صد مشغله در راه من انداخته ای
آنگه گویی تمام با من پرداز
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۱۵ - نه چارهٔ آنک با تو گردم همراز
نه چارهٔ آنک با تو گردم همراز
نه زَهرهٔ آنک از تو برآرم آواز
کارم زتو البته نمی گیرد ساز
کار من بیچاره حدیثی است دراز
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۱۶ - ای آنک تو را به هیچ کس نیست نیاز
ای آنک تو را به هیچ کس نیست نیاز
کوتاه کن این قصّه که شد کار دراز
ما درخور عجز خویشتن می نالیم
تو درخور لطف خویشتن چاره بساز
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۱۷ - ای از دو جهان به حسن و زیبایی فاش
ای از دو جهان به حسن و زیبایی فاش
ای از همه پنهان و به پیدایی فاش
بر حالت ما مگیر زان روی که ما
سودازدگانیم به شیدایی فاش
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۱۸ - یا رب مگذارم اینچنین بی حاصل
یا رب مگذارم اینچنین بی حاصل
نه دین به سلامت و نه دنیا حاصل
بنمای رهی کزو میسّر گردد
بی منّت دعوی همه معنی حاصل
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۱۹ - گر غمگینم چو از توَم دلشادم
گر غمگینم چو از توَم دلشادم
واَر دلشادم چو با توَم آزادم
تن با تو به شادی و به غم در دادم
یعنی که کریم الطرفین افتادم
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۲۰ - از درد سر خویش ندانم چونم
از درد سر خویش ندانم چونم
وز دایرهٔ وجود خود بیرونم
یا رب تو مرا از سر و گردن برهان
کز خود به سری زگردنی افزونم
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۲۱ - ای از پی دیدنت منوّر چشمم
ای از پی دیدنت منوّر چشمم
نور تو گرفته است سراسر چشمم
از خاک در تو سرمه ای بخش مرا
تا جز تو کسی نماند اندر چشمم
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۲۲ - آن را که فراموش نئی یادش کن
آن را که فراموش نئی یادش کن
پیوسته غم تو می خورد شادش کن
در عشق تو پیر گشت رنجش منمای
در بندگیت به مزد آزادش کن
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۲۳ - در حضرت تو صدق و نیاز آوردم
در حضرت تو صدق و نیاز آوردم
وز درد تو قصّهٔ دراز آوردم
نقدی که به من سپرده بودی به اَلَست
قلب و دغل و شکسته باز آوردم
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۲۴ - ای از پی لطف تو دل من نگران
ای از پی لطف تو دل من نگران
چون پوشیدی تو پرده بر من مدران
زین پس من و بندگیت تا من بزیم
تو نیز گذشته را زمن در گذران
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۲۵ - ای از کرم تو خلق را امن و امان
ای از کرم تو خلق را امن و امان
در قبضهٔ قدرت تو عاجز دل و جان
ما را تو زهر چه آن نشاید برهان
وانگاه به هر چه آن بباید برسان
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۲۶ - استاد چو صانع آمد و چابک دست
استاد چو صانع آمد و چابک دست
آسان باشد به نزد او بست و شکست
در صنعت او چنانک خواهد پیوست
گه هست کند زنیست و گه نیست زهست
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۲۷ - خاصیت قرآن تو ندانی شاید
خاصیت قرآن تو ندانی شاید
خوانی و معانیش ندانی شاید
قرآن ز برای بندگی شاید بود
تو از پی جامگیش خوانی شاید
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۲۸ - بگذر زمکان و کون عالم به طلسم
بگذر زمکان و کون عالم به طلسم
وز هستی لامکان تصوّر کن قسم
چون می شاید گذشتن از جوهر و جسم
قانع مشو از معرفت ذات به اسم
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۲۹ - نعت النبوة
فرمان ده ملک انبیا کیست؟ تویی
مصداق تعزُّ من تشا کیست؟ تویی
روشن نظر لقد رَای کیست؟ تویی
مرد ره حضرت دنا کیست؟ تویی
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۳۰ - نعت النبوة
صدری که چو بدر کرد عالم انور
بگذشت وی از نُه فلک و هفت اختر
زین عالم شش جهت برآمد برتر
از فضل خدا تاج لعمرک بر سر
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۳۱ - نعت النبوة
من خود به چه دل زنم دم سودایش
یا من چه سگم که دیده سازم جایش
گر دست رسد جملهٔ معصومان را
در دیده کشند جمله خاک پایش
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۳۲ - نعت النبوة
جز در غم تو شادی من نفزاید
جز در طلبت جان و دلم ناساید
خاک در تو چو سرمه در چشم کشم
ملک دو جهان به چشمم اندر ناید
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۳۳ - امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه صلوات الله
ای نسخهٔ نامهٔ الهی که تویی
وای آینهٔ کمال شاهی که تویی
بیرون زتو نیست هر چه در عالم هست
از خود بطلب هر آنچ خواهی که تویی