تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۱۴۳ - بستان دلم همیشه نار آرد بار
بستان دلم همیشه نار آرد بار
وز گلبن وصل یار خار آرد بار
نالد دل ... در خار فراق
باشد که گل وصال بار آرد بار
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۱۴۴ - زین بیش مرا خسته و دل ریش مدار
زین بیش مرا خسته و دل ریش مدار
وز خان وصال خویش درویش مدار
تا چند ز پیش چشم ما دور شوی
ای دوست جفا روا ازین بیش مدار
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۱۴۵ - ای دوست مرا به کام دشمن مگذار
ای دوست مرا به کام دشمن مگذار
وز جان و دلم بلای هجران بردار
بر روی من از وصال بگشای دری
تا تو شوی از جان و جهان برخوردار
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۱۴۶ - بلبل دیدم به باغ با ناله زار
بلبل دیدم به باغ با ناله زار
فریاد کنان نعره زنان در گلزار
گفتم که چه آشوب نهادی در باغ
گفتا به فراق گل ز دست عطّار
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۱۴۷ - شیراز خوش است خاصه در فصل بهار
شیراز خوش است خاصه در فصل بهار
وآنگه لب جوی و لب جام و لب یار
آواز دف و چنگ و نی و عود و رباب
اینها همه با نگارکی شیرین کار
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۱۴۸ - آمد گه بلبل و گل و فصل بهار
آمد گه بلبل و گل و فصل بهار
خواهم لب جوی و خلوت و بوس و کنار
خرّم تن آنکه بخت یارش باشد
مسکین دل آنکه دور باشد از یار
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۱۴۹ - ای حال دلم ز چرخ سرگردان تر
ای حال دلم ز چرخ سرگردان تر
هر روز دلم به درد بی درمان تر
گر جان طلبد ز من برم فرمانش
از چیست بگو نگار نافرمان تر
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۱۵۰ - آن لعل لب تو می پرست اولیتر
آن لعل لب تو می پرست اولیتر
وآن نرگس مخمور تو مست اولیتر
هر سرو که در باغ ارم خاسته است
پیش قد و بالای تو پست اولیتر
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۱۵۱ - دل بی تو چرا جهان ببیند آخر
دل بی تو چرا جهان ببیند آخر
یا بر تو چرا کسی گزیند آخر
یا آنکه همیشه راست چون سرو سهی
بر خاک ره دوست نشیند آخر
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۱۵۲ - بر روی توأم خسته ولی بسته جگر
بر روی توأم خسته ولی بسته جگر
بر حال من خسته دل انداز نظر
در بحر غمت غریق گشتم جانا
بر ساحل ذوقی ز منت نیست خبر
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۱۵۳ - رنگ رخ تو گلست و لعل تو شکر
رنگ رخ تو گلست و لعل تو شکر
نقل لب تو نبات و نقل تو شکر
قند و شکر و نبات فرع لب تست
حقّا که تو خود قندی و اصل تو شکر
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۱۵۴ - آن باد بهار بین که برخاست دگر
آن باد بهار بین که برخاست دگر
وز نو چمن جهان بیاراست دگر
اندر چمن گل چو نظر می کردم
در چهره او چو نور پیداست دگر
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۱۵۵ - آن روی چو گل ببین چه رعناست دگر
آن روی چو گل ببین چه رعناست دگر
قدش به چمن ببین چه زیباست دگر
از شرم قدش نشسته بد سرو به خاک
بر عذر قدمهای تو برخاست دگر
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۱۵۶ - سرگشته و شوریده دل ماست دگر
سرگشته و شوریده دل ماست دگر
چون زلف تو بر رخ [تو] شیداست دگر
آن قامت زیبای نگارست به باغ
یا سرو چمن بود که برخاست دگر
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۱۵۷ - دل نیست دل تو سنگ خاراست مگر
دل نیست دل تو سنگ خاراست مگر
زلف سیهت مایه سوداست مگر
خطّی که به گرد ماه رویت پیوست
گر شک نکنم دود دل ماست مگر
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۱۵۸ - از دام سر زلف شکاری کم گیر
از دام سر زلف شکاری کم گیر
وز نقش جهان دست نگاری کم گیر
در باغ رخت چو بلبلان بسیارند
وز عشق گلی بلبل زاری کم گیر
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۱۵۹ - از آتش دل چو شمع در سوز و گداز
از آتش دل چو شمع در سوز و گداز
هستم من بیچاره به شبهای دراز
سرگشته روزگار یاری شده ام
یارب به کرم کار من خسته بساز
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۱۶۰ - ای دل بنشین و با غم یار بساز
ای دل بنشین و با غم یار بساز
چون گل بشدت ز دست با خار بساز
دل گفت از این بیش نمی یارم ساخت
گفتم چه کنی برو بناچار بساز
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۱۶۱ - ای سرو قد تو راست پرورده به ناز
ای سرو قد تو راست پرورده به ناز
چون هست به ناز نیست بر ماش نیاز
بر مردم دیده ابرویت محرابیست
در محرابی چگونه باشد دو نماز
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۱۶۲ - ای دل به جهانت ار بود راز و نیاز
ای دل به جهانت ار بود راز و نیاز
زنهار مکن تو هیچکس محرم راز
از کس مطلب یاری و در پنج نماز
بر درگه او رو که بود دائم باز