تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۱۲۴ - گر معتکف در وثاق تو نیم
گر معتکف در وثاق تو نیم
زان نیست که خسته فراق تو نیم
روزم چو سر زلف وشاقان تو باد
با این همه ریش گر وشاق تو نیم
مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۱۲۵ - ای دیده اقبال به رویت نگران
ای دیده اقبال به رویت نگران
عاجز شده از فر تو صاحب نظران
رنجور شدی ز پا و ننشست فلک
تا کرد فدای پات سرهای سران
مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۱۲۶ - مه اهل سپاهان و مه بدعهدیشان
مه اهل سپاهان و مه بدعهدیشان
در کار هنر سستی و بدجهدیشان
عیسی دمی ای مجیر! دامن در کش
زان قوم که دجال بود مهدیشان
مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۱۲۷ - زان زر هوسی که خیزد از کان سخن
زان زر هوسی که خیزد از کان سخن
چندانکه نسخته ام به میزان سخن
شد مکه به مرتبت سپاهان که دروست
یک گوشه و صدهزار حسان سخن
مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۱۲۸ - آن عاقل دوست همچو ابله دشمن
آن عاقل دوست همچو ابله دشمن
آن کرد به من کان نکند صد دشمن
گر مهر چنین بود غلام کینم
ور دوست چنین کند عفاالله دشمن
مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۱۲۹ - تقویم نو ای معجز طبع تو سخن!
تقویم نو ای معجز طبع تو سخن!
بفرست و به وعده کژم طیره مکن
ترسم که چو تقویم نوم نفرستی
بی حاصل خوانمت چو تقویم کهن
مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۱۳۰ - صد طعنه ز هر گدای می خوردم من
صد طعنه ز هر گدای می خوردم من
صد شربت جان گزای می خوردم من
از جور تو پشت دست می خاییدم من
وز هجر تو پشت پای می خوردم من
مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۱۳۱ - آساید اگر شوی تو همخوابه من
آساید اگر شوی تو همخوابه من
گوش فلک ستمگر از لابه من
ای دوست جهانیان چون شنگرف برند
خاک سر کوی تو ز خونابه من
مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۱۳۲ - کندم همه شب ریش ز عشقت تا تو!
کندم همه شب ریش ز عشقت تا تو!
کافر شدی و نماند خونی با تو
اکنون که تو ریش می کنم من نکنم
یا من کنم این بیشه ناخوش یا تو
مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۱۳۳ - ای گشته زیان مملکت سود از تو!
ای گشته زیان مملکت سود از تو!
رو تازگی جهان بیفزود از تو
تو ایمنی از نکبت گیتی تا هست
خلق و پدر و خدای خشنود از تو
مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۱۳۴ - هر تخم که کاشتم نیامد به درو
هر تخم که کاشتم نیامد به درو
تا چند خودر کهنه دلم غصه نو
سنبل نیم ای صنم! که گویم که برو
زین شهر تو گوئی مرو ای باب مرو!
مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۱۳۵ - چون سایه نه نیستم نه هستم بی تو
چون سایه نه نیستم نه هستم بی تو
وز سایه خویشتن گسستم بی تو
تا سایه وصل برگرفتی ز سرم
چون سایه به خاک در نشستم بی تو
مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۱۳۶ - وصلی که مرا به ناز پروردی کو؟
وصلی که مرا به ناز پروردی کو؟
جانی که مراعات دلم کردی کو؟
آن هجر که نام من فرو بردی هست
وآن صبر که کام من برآوردی کو؟
مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۱۳۷ - ای شب چکنم چاره! من از بهر خدای
ای شب چکنم چاره! من از بهر خدای
تنهایی و تیرگی و بندی بر پای
گر عمر منی ای شب! ازین بیش مپای
ور جان منی ای نفس صبح! برآی
مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۱۳۸ - ای برده دلم به صد هزار استادی!
ای برده دلم به صد هزار استادی!
در عشق تو بندگی به از آزادی
اصل طرب و مایه شادیست غمت
یک دم غم تو به از هزاران شادی
مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۱۳۹ - صد عشوه نغز و دلستان آوردی
صد عشوه نغز و دلستان آوردی
تا عمر عزیزم به زیان آوردی
گفتی به برم جان تو دل خوش می دار
تا جان بردن مرا به جان آوردی
مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۱۴۰ - با دل گفتم چو دلبری بگزیدی
با دل گفتم چو دلبری بگزیدی
بنشین و بگو که با منش چون دیدی؟
دل گفت که از تو جان طمع می دارد
می دان تو و این سخن ز من نشنیدی
مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۱۴۱ - ای موی سپید! اگر شبی با یاری
ای موی سپید! اگر شبی با یاری
بنشینم و از عیش بر آید کاری
صد عذر نهم گر بودش آزاری
این جور ترا چه عذر سازم باری
مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۱۴۲ - ای دل! تو اگر ز رنج جان پرهیزی
ای دل! تو اگر ز رنج جان پرهیزی
در جستن وصل آب رخ خود ریزی
با یار چنان شبی که صد عمر دراز
بنشینی اگر از سر جان برخیزی
مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۱۴۳ - زان دل ز من ای سرو سهی! نستانی
زان دل ز من ای سرو سهی! نستانی
خواهی که ز من دل تهی نستانی
تا لب ندهی دل ز رهی نستانی
اینست سخن تا ندهی نستانی