تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۱۹ - رنجورم و در دل از تو دارم صد غم
رنجورم و در دل از تو دارم صد غم
بی لعل لبت حریف دردم همه دم
زین عمر ملولم من مسکین غریب
خواهد شود آرامگهم کوی عدم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۲۰ - هر چند به صورت از تو دور افتادم
هر چند به صورت از تو دور افتادم
زنهار مبر ظن که شدی از یادم
در کوی وفای تو اگر خاک شوم
زانجا نتواند که رباید بادم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۲۱ - دی بر سر گور ذله غارت کردم
دی بر سر گور ذله غارت کردم
مر پاکان را جنب زیارت کردم
شکرانهٔ آنکه روزه خوردم رمضان
در عید نماز بی طهارت کردم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۲۲ - یا رب من اگر گناه بی حد کردم
یا رب من اگر گناه بی حد کردم
دانم به یقین که بر تن خود کردم
از هرچه مخالف رضای تو بود
برگشتم و توبه کردم و بد کردم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۲۳ - تا چند به گرد سر ایمان گردم
تا چند به گرد سر ایمان گردم
وقتست کز افعال پشیمان گردم
خاکم ز کلیسیا و آبم ز شراب
کافرتر از آنم که مسلمان گردم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۲۴ - عودم چو نبود چوب بید آوردم
عودم چو نبود چوب بید آوردم
روی سیه و موی سپید آوردم
چون خود گفتی که ناامیدی کفرست
فرمان تو بردم و امید آوردم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۲۵ - اندوه تو از دل حزین می‌دزدم
اندوه تو از دل حزین می‌دزدم
نامت ز زبان آن و این می‌دزدم
می‌نالم و قفل بر دهان می‌فگنم
می‌گردم و خون در آستین می‌دزدم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۲۶ - گر خاک تویی خاک ترا خاک شدم
گر خاک تویی خاک ترا خاک شدم
چون خاک ترا خاک شدم پاک شدم
غم سوی تو هرگز گذری می‌نکند
آخر چه غمت از آنکه غمناک شدم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۲۷ - اندر طلب یار چو مردانه شدم
اندر طلب یار چو مردانه شدم
اول قدم از وجود بیگانه شدم
او علم نمی‌شنید لب بر بستم
او عقل نمی‌خرید دیوانه شدم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۲۸ - آنان که به نام نیک می‌خوانندم
آنان که به نام نیک می‌خوانندم
احوال درون بد نمی‌دانندم
گر زانکه درون برون بگردانندم
مستوجب آنم که بسوزانندم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۲۹ - چونان شده‌ام که دید نتوانندم
چونان شده‌ام که دید نتوانندم
تا پیش توای نگار بنشانندم
خورشید تویی به ذره من مانندم
چون ذره به خورشید همی‌دانندم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۳۰ - گر خلق چنانکه من منم دانندم
گر خلق چنانکه من منم دانندم
همچون سگ ز در بدر رانندم
ور زانکه درون برون بگردانندم
مستوجب آنم که بسوزانندم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۳۱ - آن دم که حدیث عاشقی بشنودم
آن دم که حدیث عاشقی بشنودم
جان و دل و دیده را به غم فرسودم
می‌پنداشتم عاشق و معشوق دواند
چون هر دو یکیست من خود احول بودم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۳۲ - عمری به هوس باد هوی پیمودم
عمری به هوس باد هوی پیمودم
در هر کاری خون جگر پالودم
در هر چه زدم دست زغم فرسودم
دست از همه باز داشتم آسودم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۳۳ - من از تو جدا نبوده‌ام تا بودم
من از تو جدا نبوده‌ام تا بودم
اینست دلیل طالع مسعودم
در ذات تو ناپدیدم ار معدومم
وز نور تو ظاهرم اگر موجودم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۳۴ - هرگز نبود شکست کس مقصودم
هرگز نبود شکست کس مقصودم
آزرده نشد دلی ز من تا بودم
صد شکر که چشم عیب بینم کورست
شادم که حسود نیستم محسودم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۳۵ - در وصل تو پیوسته به گلشن بودم
در وصل تو پیوسته به گلشن بودم
در هجر تو با ناله و شیون بودم
گفتم به دعا که چشم بد دور ز تو
ای دوست مگر چشم بدت من بودم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۳۶ - در کوی تو من سوخته دامن بودم
در کوی تو من سوخته دامن بودم
وز آتش غم سوخته خرمن بودم
آری جانا دوش به بامت بودم
گفتی دزدست دزد نبد من بودم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۳۷ - یک چند دویدم و قدم فرسودم
یک چند دویدم و قدم فرسودم
آخر بی تو پدید نامد سودم
تا دست به بیعت وفایت سودم
در خانه نشستم و فرو آسودم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۳۸ - ز آمیزش جان و تن تویی مقصودم
ز آمیزش جان و تن تویی مقصودم
وز مردن و زیستن تویی مقصودم
تو دیر بزی که من برفتم ز میان
گر من گویم، ز من تویی مقصودم