تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید
تصویر اثر

مرا با خود همسفر کن

و به دلهره هایم ،مرهمی نه

و به سردی دستانم ، حرارتی

و به چشمان خاموشم ،شعفی

و به دل های تاریکم ؛نور عشقی

جهانم زیبای تست و برگ برگ درختان و همه قطرات باران

همه را، برای تو دوست دارم

و شهرمان ، فرسنگ ها فاصله مان .

وای خدایا ،

از کدامین راه سوی تو آیم

ای بهانه بودن ، سری به دیار ما بزن

تا لحظه ای باقی ست

و مگذار ، در آرزوی زلفانت

غبار مرگ فراموشمان کند

در چشمان روشن تازه عروسان دیده ام ،ابتذال عشق را

و در دل های یک مرد ، هوس خیانت را

و در اندام یک زن ،شوق نوازش را

من با ابرهای سرد زمستانی ،از اینجا خواهم رفت ،و فقط

با یاد شما ،خطوط سیاه ،

سینه نرم کاغذ را

جریحه دار خواهم کرد،

مرا با خود همسفر کن ای

آرزوی محال.

نوشته قبلی:اندوه ساحل
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
تصویر مجموعه
پری شاد ۱۴۰۴/۱۰/۳
یکی یک دانه قلبم
باغ زمستانی ۳ ۱۴۰۴/۱۰/۱۰
از مجموعه باغ زمستانی شعر سپید اثر محمدرضا خوشدل
تصویر مجموعه
باغ زمستانی دو ۱۴۰۴/۱۰/۳
باغ زمستانی چند صباحی ست دستچینی از دست نوشته هایم از دهه های هفتاد و هشتاد و نود خورشیدی در سه فصل گرد اوردم بجهت یادگار از باغ اول زمستانی و اقرار به ظلمانی شب و گمگشته بودن عشق در عهد تاریکی و
در پس اندیشه و آمال ها،میان انبوهی از سیاه مشق های روزانه و سالانه ، اولین دفتر و گزیده ای از دست نوشته ها بجهت یادگار و پاسخ به خواست دوستان پاک سرشت ، حصل دهه های هفتاد و هشتاد و نود زندگی در سه فصل منتشر گردید ، تقدیم به همه عزیزان و عزیزترین های زندگی.
، از عشق گفتن ها ، از مام میهن و تاریکی و شب سرما و عداوت
از دوست گفتن ها ، از فوران احساس در پس کوچه ای ، پهنادشت کویر را سرودن...
برگ سبزی تحفه چشمان درویش شما

امید که رضا افتد یاران را