تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید
تصویر اثر

در اندوه ساحل ،به عشق رسیدیم

و به پایش همه اندوخته ها را ،به دور خواهیم ریخت

و برای سالمش ،جان خواهیم داد.

در اندوه ساحل

و اضطراب شب هایش

و تردید نخل هایش

و خشم امواجش

خواهیم ماند و خواهیم مرد

در اندوه ساحل

عشق را نوازش کرده ایم

و با بوسه ای ،تا آنسوی آب ها ،پرواز کردیم

در اندوه ساحل

نظاره گر اشک های پر از ماتم بودیم

و هوس ، که مارا مدام با خود خواهد برد.

همسو خواهیم شد ،با امواجش

شاید نجاتی ، یا مرگ دهشتناکی

در اندوه ساحل خواهیم ماند

و با دلهره هایش و چشمان زیبایش

زندگی خواهیم یافت

نوشته قبلی:سالهای رفتنت
نوشته بعدی:آرزوی محال
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
حلقه ۱۴۰۴/۱۰/۱۳
س
تصویر مجموعه
عاشقی محنت بسیار کشید تا دم دجله.... ۱۴۰۴/۱۰/۱۳
عاشقی محنتِ بسیار کشید

تا لبِ دِجله به معشوق رسید

نشده از گل رویش سیراب

که فلک دسته گلی داد به آب

نازنین چَشم به شط دوخته بود

فارغ از عاشق دلسوخته بود.....
تصویر مجموعه
باغ زمستانی دو ۱۴۰۴/۱۰/۲
باغ زمستانی چند صباحی ست دستچینی از دست نوشته هایم از دهه های هفتاد و هشتاد و نود خورشیدی در سه فصل گرد اوردم بجهت یادگار از باغ اول زمستانی و اقرار به ظلمانی شب و گمگشته بودن عشق در عهد تاریکی و
در پس اندیشه و آمال ها،میان انبوهی از سیاه مشق های روزانه و سالانه ، اولین دفتر و گزیده ای از دست نوشته ها بجهت یادگار و پاسخ به خواست دوستان پاک سرشت ، حصل دهه های هفتاد و هشتاد و نود زندگی در سه فصل منتشر گردید ، تقدیم به همه عزیزان و عزیزترین های زندگی.
، از عشق گفتن ها ، از مام میهن و تاریکی و شب سرما و عداوت
از دوست گفتن ها ، از فوران احساس در پس کوچه ای ، پهنادشت کویر را سرودن...
برگ سبزی تحفه چشمان درویش شما

امید که رضا افتد یاران را