تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید
تصویر اثر

چه پر شر و شوری هنوز

تنها نامی مانده ز جا

لیک ، پر غوغاست

همانند آمدنت ، در فصل بهار گذشتی

چه فرق دارد ؟  

سلامی و پیامی  ، باشد  یا  نباشد


دوست شاعر می گفت  :

این بد ترین نوع دلتنگی ست .


به صبا سلامت می سپارم

به عطر دلکش اقاقی ،  به قاصدک های این باغ

که چه خون ها از دلت جاری نکردم !

چه نا مرادی ها ، بر الماس دیده ،روا  نداشته ام!

تو بهاری

تو خود نسیم دلفریب دریایی

تو ساحل آرام سپید ماندگاری

به تو سلام می کنم

و تا ابد در انتظار خواهم ماند

سوسن  وحشی  دشت.


نوشته قبلی:انتظارت
نوشته بعدی:ساحل
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
تصویر مجموعه
پری شاد ۱۴۰۴/۱۰/۶
ای همه بود و نبودم
تصویر مجموعه
بهار ۱۴۰۴/۱۰/۶
آخرین عشق
آخرین حسرت
آخرین اشک
تصویر مجموعه
باغ زمستانی دو ۱۴۰۴/۱۰/۲
باغ زمستانی چند صباحی ست دستچینی از دست نوشته هایم از دهه های هفتاد و هشتاد و نود خورشیدی در سه فصل گرد اوردم بجهت یادگار از باغ اول زمستانی و اقرار به ظلمانی شب و گمگشته بودن عشق در عهد تاریکی و
در پس اندیشه و آمال ها،میان انبوهی از سیاه مشق های روزانه و سالانه ، اولین دفتر و گزیده ای از دست نوشته ها بجهت یادگار و پاسخ به خواست دوستان پاک سرشت ، حصل دهه های هفتاد و هشتاد و نود زندگی در سه فصل منتشر گردید ، تقدیم به همه عزیزان و عزیزترین های زندگی.
، از عشق گفتن ها ، از مام میهن و تاریکی و شب سرما و عداوت
از دوست گفتن ها ، از فوران احساس در پس کوچه ای ، پهنادشت کویر را سرودن...
برگ سبزی تحفه چشمان درویش شما

امید که رضا افتد یاران را