هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به مناسبت آمدن نایبالسلطنه ناصرالملک ابوالقاسم مسعود سروده شده است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، آمدن او را به عنوان رویدادی خوشیمن و امیدبخش توصیف میکند که باعث رفع ظلم و جهالت شده و به آبادی و شادابی کشور منجر خواهد شد. او همچنین از جوانان میخواهد که از حضور این استاد بهره ببرند.
رده سنی:
15+
این متن به دلیل استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک و مفاهیم استعاری، برای مخاطبان نوجوان و بزرگسال قابل درک و لذتبخش است. همچنین، موضوعات سیاسی و اجتماعی مطرحشده نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک کامل دارد.
شماره ۴۹ - مژده ای دل که ز ره قافله داد آمد
مژده ای دل که ز ره قافله داد آمد
نایب السلطنه با داد خداداد آمد ۱
بحر علم آمد و از گوهر تابان زد موج
کوه عزم آمد و با پنجه پولاد آمد ۲
ناصرالملک ابوالقاسم مسعود ز راه
با رخی خوب و تنی پاک و دلی شاد آمد ۳
آمد اندر مه دی با نفس فروردین
چون گل و میوه که اندر مه خرداد آمد ۴
تا چو باد سحری تاخت سوی گلشن داد
خیمه ظلم و جهالت همه بر باد آمد ۵
شاد باش ای چمن ملک که چون باد بهار
باغبان با نفسی گرم و کفی راد آمد ۶
نوبهار آمد و از بوی خوش باد ربیع
تهنیت باد به سرو و گل و شمشاد آمد ۷
باغ پژمرده ما از اثر مقدم وی
خوبتر از چمن خلخ و نوشاد آمد ۸
غم ویرانی کشور چه خوری کاین معمار
بهر آبادی ایوان مه آباد آمد ۹
حاسدت خشت به دریا زند و سنگ به سر
کاوستاد هنری بر سر بنیاد آمد ۱۰
خانه و گلشن ویران شده را خواهی دید
عنقریبا که ز فکرش همه آباد آمد ۱۱
گشت امید برومند شود کز قدمش
آب در جوی روان چون شط بغداد آمد ۱۲
ای جوانان نوآموز دبستان وطن
لوح تعلیم بیارید که استاد آمد ۱۳
حال و فال همه نیکو شد ازین خواجه راد
که نکوکار و نکوخواه و نکوزاد آمد ۱۴
نایب السلطنه با داد خداداد آمد ۱
بحر علم آمد و از گوهر تابان زد موج
کوه عزم آمد و با پنجه پولاد آمد ۲
ناصرالملک ابوالقاسم مسعود ز راه
با رخی خوب و تنی پاک و دلی شاد آمد ۳
آمد اندر مه دی با نفس فروردین
چون گل و میوه که اندر مه خرداد آمد ۴
تا چو باد سحری تاخت سوی گلشن داد
خیمه ظلم و جهالت همه بر باد آمد ۵
شاد باش ای چمن ملک که چون باد بهار
باغبان با نفسی گرم و کفی راد آمد ۶
نوبهار آمد و از بوی خوش باد ربیع
تهنیت باد به سرو و گل و شمشاد آمد ۷
باغ پژمرده ما از اثر مقدم وی
خوبتر از چمن خلخ و نوشاد آمد ۸
غم ویرانی کشور چه خوری کاین معمار
بهر آبادی ایوان مه آباد آمد ۹
حاسدت خشت به دریا زند و سنگ به سر
کاوستاد هنری بر سر بنیاد آمد ۱۰
خانه و گلشن ویران شده را خواهی دید
عنقریبا که ز فکرش همه آباد آمد ۱۱
گشت امید برومند شود کز قدمش
آب در جوی روان چون شط بغداد آمد ۱۲
ای جوانان نوآموز دبستان وطن
لوح تعلیم بیارید که استاد آمد ۱۳
حال و فال همه نیکو شد ازین خواجه راد
که نکوکار و نکوخواه و نکوزاد آمد ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
۳۰۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۴۸ - تضمین غزل خواجه شیراز
گوهر بعدی:شماره ۵۰ - جواب نامه ام از نزد دوست دیر آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.