هوش مصنوعی: این متن شعری است که به زیبایی‌ها و از دست دادن‌های ارزشمند می‌پردازد. در آن از کهربا، فیروزه، و انگشتری‌های گرانبها یاد شده که برخی گم شده‌اند یا به دیگران بخشیده شده‌اند. همچنین، به تأثیر روحانی و معنوی برخی از این گوهرها اشاره شده است. در پایان، شاعر از ناخوشایندی طعام و شراب پس از فقدان چیزهای ارزشمند سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن برای مخاطبان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین، استفاده از صنایع ادبی و واژگان کهن ممکن است برای نوجوانان جوان نامأنوس باشد.

شماره ۱۰۰ - ای دریغا کهربا با امزیک و فیروزه نگین

ای دریغا کهربا با امزیک و فیروزه نگین
آن بصافی بی نظیر و این بخوبی بی قرین ۱

آن یکی افتاد از کالسکه اندر آستان
وین به بزم نصرة الدوله برفت از آستین ۲

آن یکی انگشتری را حضرت والای راد
داده بهر زیب دست ساعدالملک مهین ۳

و آن دگر همزاد لعل فرخ میراجل
در صفا و راستی مانند نای حور عین ۴

ساعدالملک ارنگین گم کرد خود بشگفت نی
زانکه جم را نیز چندی یاوه شد از کف نگین ۵

هست بگشفت آنکه گم شد مریمی کاندر دمید
بادها در پیکرش روح القدس روح الامین ۶

ناگوار آید طعام از بعد خسرانی چنان
پرخمار آید شراب از بهر فقدانی چنین ۷

میزبان گر انگبین برخوان مهمانان نهد
میهمانان را در این خوان سرکه گردد انگبین ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۹ - از دستبرد چرخ شنیدم که ناگهان
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱ - شب ولادت فیروز شه مظفر دین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.