هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و مهر خود به معشوق سخن می‌گوید و از جایگاه رفیع خود در آسمان و طاعت طولانی‌اش یاد می‌کند. او از دام مکر و لعنت سخن می‌گوید و اینکه آدم بهانه‌ای برای این اتفاقات بود. شاعر از سجده نکردن خود به آدم و سرنوشت محتوم خود می‌گوید و در نهایت به عشق و رضایت درونی خود اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از زبان شعری و استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۳۵ - با او دلم به مهر و مودت یگانه بود

با او دلم به مهر و مودت یگانه بود
سیمرغ عشق را دل من آشیانه بود ۱

بر درگهم ز جمع فرشته سپاه بود
عرش مجید جاه مرا آستانه بود ۲

در راه من نهاد نهان دام مکر خویش
آدم میان حلقهٔ آن دام دانه بود ۳

می‌خواست تا نشانهٔ لعنت کند مرا
کرد آنچه خواست آدم خاکی بهانه بود ۴

بودم معلم ملکوت اندر آسمان
امید من به خلد برین جاودانه بود ۵

هفصد هزار سال به طاعت ببوده‌ام
وز طاعتم هزار هزاران خزانه بود ۶

در لوح خوانده‌ام که یکی لعنتی شود
بودم گمان به هر کس و بر خود گمان نبود ۷

آدم ز خاک بود من از نور پاک او
گفتم یگانه من بوم و او یگانه بود ۸

گفتند مالکان که نکردی تو سجده‌ای
چون کردمی که با منش این در میانه بود ۹

جانا بیا و تکیه به طاعات خود مکن
کاین بیت بهر بینش اهل زمانه بود ۱۰

دانستم عاقبت که به ما از قضا رسید
صد چشمه آن زمان زد و چشمم روانه بود ۱۱

ای عاقلان عشق مرا هم گناه نیست
ره یافتن به جانبشان بی رضا نبود ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۱۰۴۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۴ - نور تا کیست که آن پردهٔ روی تو بود
گوهر بعدی:غزل ۱۳۶ - هر کرا در دل خمار عشق و برنایی بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.