هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از رهایی از بندهای دنیوی و رسیدن به روشنایی و حقیقت سخن میگوید. او از دوری از طمع و رسیدن به قناعت و پادشاهی درونی صحبت میکند. شاعر همچنین از بیاعتنایی به دنیای باطل و پیوستن به حقیقت یاد میکند و تأکید میکند که با فروتنی و خدمت به دیگران، به جایگاه والایی رسیده است. در نهایت، او از پارسایی و گدایی به عنوان راهی برای رسیدن به پادشاهی و پارسایی یاد میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیدهی عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۷۷ - چشم روشن بادمان کز خود رهایی یافتیم
چشم روشن بادمان کز خود رهایی یافتیم
در مغاک خاک تیره روشنایی یافتیم ۱
گر چه ما دور از طمع بودیم یک چندی کنون
از قناعت پایگاه پادشایی یافتیم ۲
ما ازین باطل خوران آشنا بیگانهوار
پشت بر کردیم و با حق آشنایی یافتیم ۳
هرگز از بار حسد خسته نگردد پشت ما
کز «قل الله ثم ذرهم» مومیایی یافتیم ۴
اول اندر نشئهٔ اولی گرفتار آمدیم
آخر اندر نشئهٔ اخری رهایی یافتیم ۵
خاکپای کمزنان شد توتیای چشم ما
کار سرمان بود و آخر کار پایی یافتیم ۶
سر فرو بردیم تا بر سروران سرور شدیم
چاکری کردیم تا کار کیایی یافتیم ۷
پارسایان هر زمان ناپارسا خوانندمان
ما از آن بر پارسایان پارسایی یافتیم ۸
گر همی خواهی که باشی پادشا و پارسا
شو گدایی کن که ما این از گدایی یافتیم ۹
ما گدایان را ز نادانی نکوهش چون کنی
کاین سنا از سینهٔ پاک سنایی یافتیم ۱۰
در مغاک خاک تیره روشنایی یافتیم ۱
گر چه ما دور از طمع بودیم یک چندی کنون
از قناعت پایگاه پادشایی یافتیم ۲
ما ازین باطل خوران آشنا بیگانهوار
پشت بر کردیم و با حق آشنایی یافتیم ۳
هرگز از بار حسد خسته نگردد پشت ما
کز «قل الله ثم ذرهم» مومیایی یافتیم ۴
اول اندر نشئهٔ اولی گرفتار آمدیم
آخر اندر نشئهٔ اخری رهایی یافتیم ۵
خاکپای کمزنان شد توتیای چشم ما
کار سرمان بود و آخر کار پایی یافتیم ۶
سر فرو بردیم تا بر سروران سرور شدیم
چاکری کردیم تا کار کیایی یافتیم ۷
پارسایان هر زمان ناپارسا خوانندمان
ما از آن بر پارسایان پارسایی یافتیم ۸
گر همی خواهی که باشی پادشا و پارسا
شو گدایی کن که ما این از گدایی یافتیم ۹
ما گدایان را ز نادانی نکوهش چون کنی
کاین سنا از سینهٔ پاک سنایی یافتیم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۹۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۶ - تا ما به سر کوی تو آرام گرفتیم
گوهر بعدی:غزل ۲۷۸ - رورو که دل از مهر تو بدعهد گسستیم
نظرها و حاشیه ها
۱۴۰۲/۲/۲۷ ۱۴:۲۳
بیشتر مفسران معتقدند منظور از «نشئه دیگر» در آیه «وَ أَنَّ عَلَیْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرى»،[1] آفرینش دوباره انسان در روز قیامت است. روزی که وقت جزا و پاداش است
۱۴۰۲/۲/۲۷ ۱۴:۱۸
ملاهادی سبزواری در کتاب «اسرار الحِکَم» می فرماید: «حقیقت ادراک به مشاهده نفس ناطقه است که در نشئه اولی اتفاق افتاده است {وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَهَ الْأُولَى فَلَوْلَا تَذَکَّرُونَ} (سوره واقعه آیه ۶۲)