هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و عاشقی سخن میگوید و از معشوق خود میخواهد که دل او را نسوزاند و سر زلفینش را تاب ندهد. او از رنجهای عشق و دوری معشوق شکایت میکند و آرزو میکند که جهان برای معشوق خرم و فرخنده باشد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی داشته باشد.
غزل ۳۷۷ - زهی سروی که از شرمت همه خوبان سرافگنده
زهی سروی که از شرمت همه خوبان سرافگنده
چرا تابی سر زلفین چرا سوزی دل بنده ۱
عقیقین آن دو لب داری به زیرش گور من کنده
مرا هر روز بیجرمی به گور اندر کنی زنده ۲
تن من چون خیالی شد بسان زیر نالنده
کنار من چو جیحون شد، دو چشمم ابر بارنده ۳
یکی حاجت به تو دارم ایا حاجت پذیرنده
نتابی تو سر زلفین نسوزانی دل بنده ۴
جهان از تو خرم بادا بتا و من رهی بنده
پس از مرگم جهان بر تو مبارکباد و فرخنده ۵
چرا تابی سر زلفین چرا سوزی دل بنده ۱
عقیقین آن دو لب داری به زیرش گور من کنده
مرا هر روز بیجرمی به گور اندر کنی زنده ۲
تن من چون خیالی شد بسان زیر نالنده
کنار من چو جیحون شد، دو چشمم ابر بارنده ۳
یکی حاجت به تو دارم ایا حاجت پذیرنده
نتابی تو سر زلفین نسوزانی دل بنده ۴
جهان از تو خرم بادا بتا و من رهی بنده
پس از مرگم جهان بر تو مبارکباد و فرخنده ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۶ - ای سنایی خیز و بشکن زود قفل میکده
گوهر بعدی:غزل ۳۷۸ - از عشق آن دو نرجس وز مهر آن دو لاله
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.