هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غزل‌گونه، درد و رنج عاشقی را بیان می‌کند که در فراق معشوق خود به سر می‌برد. شاعر از رسوایی، شیدایی، و غم عشق سخن می‌گوید و از تأثیرات عمیق این رابطه بر روح و روان خود می‌نالد. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند تسلی دل‌ها در زلف معشوق، دیوانگی و عقل، و ناامیدی از وصال دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند شیدایی، غم عشق، و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.

شماره ۱۶۶ - مرا این مایه رسوایی مگر از دیده یا دل شد

مرا این مایه رسوایی مگر از دیده یا دل شد
به شیدایی کشد کارش هر آن کز خویش غافل شد ۱

ز دست دیده کی با کام دل خاکی به سر کردم
سرا پا آستانش چشم تا برهم زدم گل شد ۲

فکند از پا و برد از دستم آن ترک کمان ابرو
جز این نبود جزای آن که با پیکان مقابل شد ۳

به گلشن بالم ای صیاد زنهار از قفس مگشا
چه داند فرق دام و آشیان صیدی که بسمل شد ۴

تسلی یافت دل ها در خم زلفش کرامت بین
که از تأثیر یک زنجیر صد دیوانه عاقل شد ۵

غم من خور که خفتم بر سر تیرت زهی شادی
شهیدی را که گامی چند از دنبال قاتل شد ۶

به وصلش تن زدم و اینک به هجرم جان سپاری بین
به یک بی فکری دل بنگر آسانم چه مشکل شد ۷

سپردم دور از اوجانی که نزدیکش نیفشاندم
تغابن بود زین سودا مرا سودی که حاصل شد ۸

صفایی را چون کشتی شکست از موج این دریا
که بعد از قرن ها یک تخته نتواند به ساحل شد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۱۹۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶۵ - دوش ازغم ما را دانی چگونه سر شد
گوهر بعدی:شماره ۱۶۷ - تا جان به هوای دلبر آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.