هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه بیانگر عشق بیقید و شرط شاعر به معشوق است. شاعر توصیف میکند که دلهای عاقل و دیوانه به دنبال معشوق میروند و هیچ قیدی نمیتواند جنون عشق را از بین ببرد. او از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و بیان میکند که حتی فردوس هم بدون معشوق ارزشی ندارد. شاعر از درد فراق و درمانناپذیری عشق خود میگوید و تنها درمان را در لعل لبهای معشوق میداند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و برخی مفاهیم عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۰۸ - نیست حاجت که دل از دست کسی او برباید
نیست حاجت که دل از دست کسی او برباید
که خود اندر پی او دل نتواندکه نیاید ۱
رو به هر سو کند آن فتنه ی دیوانه و عاقل
دل هر عاقل و دیوانه به دنبال وی آید ۲
قیدکردن نکند رفع جنون از من شیدا
مگر آن بند که یارم زده بر دل بگشاید ۳
باغبان با همه کوته نظری گو قد او بین
تا دگر قامت سروش به بلندی نستاید ۴
آب در چشم فلک نیست وگر باشد از این پس
پیش رویت مه و خورشید به مردم ننماید ۵
با لب شوق مکرر دهن خویش ببوسم
هر زمانی که زبانم سخنی از تو سراید ۶
سوختن با تو مرا بر سر آتش سزد اما
ساختن یک نفسم بی تو به فردوس نشاید ۷
کی برآیم ز پریشانی و غم تا سر زلفت
گرد روز سیه از گونه ی زردم نزداید ۸
نیست بهبود صفایی به مداوای اطبا
شربت این مرض از لعل شکر بخش تو باید ۹
که خود اندر پی او دل نتواندکه نیاید ۱
رو به هر سو کند آن فتنه ی دیوانه و عاقل
دل هر عاقل و دیوانه به دنبال وی آید ۲
قیدکردن نکند رفع جنون از من شیدا
مگر آن بند که یارم زده بر دل بگشاید ۳
باغبان با همه کوته نظری گو قد او بین
تا دگر قامت سروش به بلندی نستاید ۴
آب در چشم فلک نیست وگر باشد از این پس
پیش رویت مه و خورشید به مردم ننماید ۵
با لب شوق مکرر دهن خویش ببوسم
هر زمانی که زبانم سخنی از تو سراید ۶
سوختن با تو مرا بر سر آتش سزد اما
ساختن یک نفسم بی تو به فردوس نشاید ۷
کی برآیم ز پریشانی و غم تا سر زلفت
گرد روز سیه از گونه ی زردم نزداید ۸
نیست بهبود صفایی به مداوای اطبا
شربت این مرض از لعل شکر بخش تو باید ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۱۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۷ - صاحب دلی به سیر کمانت نظر نکرد
گوهر بعدی:شماره ۲۰۹ - هر دمت کز مژه بر سینه ی من تیر نیاید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.