خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان فردی است که در میخانه نشسته و با نگاهی به ساقی، از عشق، بخشش الهی، و بیاعتنایی به دنیا سخن میگوید. شاعر از فقر و گدایی خود میگوید اما در عین حال، از عزت و جاهی که دارد، سخن میراند. همچنین، اشارهای به دشمنان و بیاعتنایی به تهدیدهای آنان دارد.
مفاهیم عرفانی و عاشقانه این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به می و میخانه ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
شماره ۲۹۵ - ساقی امشب ز تو ما چشم نگاهی داریم
ساقی امشب ز تو ما چشم نگاهی داریم
بی ریا قصد ثوابی به گناهی داریم ۱
منع ما گو نکند محتسب از می که شگرف
جرم بخشنده خطاپوش الهی داریم ۲
نهراسیم اگر سنگ ببارد ز سپهر
ما که در سایه ی میخانه پناهی داریم ۳
هر کس از شهر به گلگشت بهاران برخاست
ما نشستیم و چو دل سوی تو راهی داریم ۴
باش کو روشنی روز خلایق خورشید
شب ما خوش که ز رخسار تو ماهی داریم ۵
شاه را خاطر اگر شاد به سرهنگ و نظام
ما ز چشم و مژه سلطان و سپاهی داریم ۶
خصم گو خم به کمان ستم افکن سوی ما
راست ما هم به دل تیر تو آهی داریم ۷
خوار در ما منگر کز اثر دولت عشق
بس گداییم ولی عزت و جاهی داریم ۸
دل ز شبرنگ سر زلف نگهدار که ما
رایت از گیسوی او روز سیاهی داریم ۹
نیست هر چند صفایی ز جهان هیچ مرا
لیکن از دولت فقر آنچه بخواهی داریم ۱۰
بی ریا قصد ثوابی به گناهی داریم ۱
منع ما گو نکند محتسب از می که شگرف
جرم بخشنده خطاپوش الهی داریم ۲
نهراسیم اگر سنگ ببارد ز سپهر
ما که در سایه ی میخانه پناهی داریم ۳
هر کس از شهر به گلگشت بهاران برخاست
ما نشستیم و چو دل سوی تو راهی داریم ۴
باش کو روشنی روز خلایق خورشید
شب ما خوش که ز رخسار تو ماهی داریم ۵
شاه را خاطر اگر شاد به سرهنگ و نظام
ما ز چشم و مژه سلطان و سپاهی داریم ۶
خصم گو خم به کمان ستم افکن سوی ما
راست ما هم به دل تیر تو آهی داریم ۷
خوار در ما منگر کز اثر دولت عشق
بس گداییم ولی عزت و جاهی داریم ۸
دل ز شبرنگ سر زلف نگهدار که ما
رایت از گیسوی او روز سیاهی داریم ۹
نیست هر چند صفایی ز جهان هیچ مرا
لیکن از دولت فقر آنچه بخواهی داریم ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۴ - راندی آخر چون سگ از درگاه خود با خواریم
گوهر بعدی:شماره ۲۹۶ - من و یار ار همی باشیم با هم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.