هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دردها و رنجهای عاشقانه خود میگوید. او از معشوق میخواهد که رازش را فاش نکند و او را رسوا نسازد. همچنین، از بیتوجهی معشوق به گریهها و اشکهایش شکایت دارد و از او میخواهد که به او مهر بورزد و او را از خود نراند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
شماره ۳۹۱ - دلا معاونت اشک پرده در نکنی
دلا معاونت اشک پرده در نکنی
ز راز خود همه آفاق را خبر نکنی ۱
به عمد پرده ز کارم برافکنی تا کی
بس است سعی به رسواییم دگر نکنی ۲
به خاک این درم الفت گرفته سر همه عمر
مرا ز مسکن مألوف دربدر نکنی ۳
به سیل اشک دهی از درش به باد مرا
ازین مخاطره آخر چرا حذر نکنی ۴
به چشم مهر چو کس ننگرد به گریه ی من
عبث تو دامنم از دیده گو شمر نکنی ۵
اسیر غم همه کس اول از نگاهی شد
نگاه کن که سر اندر سر نظر نکنی ۶
بس آنچه آب رخم ریختی ز گریه مرا
به چشم مردم از این مایه خوارتر نکنی ۷
ز آب چشم منش آستان مکن همه گل
چه می کنی اگر این خاک را به سر نکنی ۸
به اشک و آه صفایی مراست عادت و بس
نظر به چشم و لبم دار باور ار نکنی ۹
ز راز خود همه آفاق را خبر نکنی ۱
به عمد پرده ز کارم برافکنی تا کی
بس است سعی به رسواییم دگر نکنی ۲
به خاک این درم الفت گرفته سر همه عمر
مرا ز مسکن مألوف دربدر نکنی ۳
به سیل اشک دهی از درش به باد مرا
ازین مخاطره آخر چرا حذر نکنی ۴
به چشم مهر چو کس ننگرد به گریه ی من
عبث تو دامنم از دیده گو شمر نکنی ۵
اسیر غم همه کس اول از نگاهی شد
نگاه کن که سر اندر سر نظر نکنی ۶
بس آنچه آب رخم ریختی ز گریه مرا
به چشم مردم از این مایه خوارتر نکنی ۷
ز آب چشم منش آستان مکن همه گل
چه می کنی اگر این خاک را به سر نکنی ۸
به اشک و آه صفایی مراست عادت و بس
نظر به چشم و لبم دار باور ار نکنی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۱۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۰ - بدین لطف و وفا و مهربانی
گوهر بعدی:شماره ۳۹۲ - راه دیار یا مرا ای صبا بپوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.