هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غزل‌گونه، بیانگر درد و رنج شاعر از عشق نافرجام و دوری معشوق است. شاعر از جدایی، یادآوری خاطرات، و حسادت به دیگران که ممکن است جایگاه او را بگیرند، سخن می‌گوید. همچنین، او از تأثیر عمیق این عشق بر زندگی و اعتقاداتش می‌نویسد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق، احساسات پیچیده و غم‌انگیز است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'فنا شدن رسم و آیین' یا 'قتل عاشقانه' نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب دارد.

شماره ۱۹ - به دل تا در سخن آورده بودم لعل نابش را

به دل تا در سخن آورده بودم لعل نابش را
به خود پیوسته می خوردم چو می زهر عتابش را

نهان می داشتم از چشم شبنم آفتابش را
گل اندامی که می دادم به خون دیده آبش را
چه سان بینم که آخر دیگری گیرد گلابش را

به یاد سرو قد او فنا شد رسم و آئینم
تمنای نگاه او برون آورد از دینم

چو نرگس به که سر در پای او افگنده بنشینم
در آغوش نسیم صبحدم بی پرده چون بینم
گل رویی که من واکرده ام بند نقابش را

نهال قامتش در خانه زین کرده مأوایی
پی پابوس او اهل هوس دارند غوغایی

به حال من کنید ای همدمان امروز پروایی
به دست غیر چون بینم عنان طفل خودرایی
که وقت نی سواری می گرفتم من رکابش را

نمی آید برون از صفحه آشوب تا هستش
به مشق فتنه کرده کاتب ایام پابستش

برای قتلم انشا کرد خطی نرگس مستش
به خونم زد رقم تا با قلم شد آشنا دستش
پری رویی که می بردم به مکتب من کتابش را

چرا ایستاده یی ای سیدا چون سرو پا در گل
درین گلزار نتوان ساختن یک ساعتی منزل

کرا افتاده در باغ جهان این قصه مشکل
نهالی را که من چون تاک پروردم به خون دل
چه سان بینم به کام دیگران صایب شرابش را
کانال گوهرین در ایتا
۲۰۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۸ - بستم از غیر چو یوسف دل هر جایی را
گوهر بعدی:شماره ۲۰ - اگر چو غنچه کف زر نگار داشتمی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.