هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حسرت و اشتیاق به معشوق و وصال با او سخن میگوید. شاعر از درد فراق، نیاز به دیدار یار، و تأثیر معشوق بر جان و دل خود مینویسد. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند سعادت، ایمان، و رنج روحی در غیبت معشوق دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و اشتیاق ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۲۹ - جان نیاید در نشاط، الا که بر بوی حبیب
جان نیاید در نشاط، الا که بر بوی حبیب
تا گل رنگین نبالد، خوش ننالد عندلیب ۱
عود خشکم؛ آتش جانسوز میباید، مرا
تا ز طیب جان، دماغ حاضران گردد، ز طیب ۲
دولت بوسیدن پایش ندارد، هر کسی
این سعادت نیست، الا در سر زلف حبیب ۳
چشم دار آخر دمی، با ما، که بادا گوش دار
ایزد از چشم بدانت، اول از چشم رقیب ۴
خیز و بر ما عرضه کن ایمان، از آن عارض که باز
در میان آورد زلفت، رسم ز ناز و صلیب ۵
بیتو جان، در تن بجایی بس غریب افتاده است
جن من دانی به تنها چون بود حال غریب؟ ۶
دست بیماران گرفتن، بر طبیبان واجب است
من ز پا افتادهام، دستم نمیگیرد طبیب ۷
گفتمش هرگز نشد کامیم، حاصل، زان دهن
از وصالت نیست گویی، هیچ سلمان را نصیب ۸
تا گل رنگین نبالد، خوش ننالد عندلیب ۱
عود خشکم؛ آتش جانسوز میباید، مرا
تا ز طیب جان، دماغ حاضران گردد، ز طیب ۲
دولت بوسیدن پایش ندارد، هر کسی
این سعادت نیست، الا در سر زلف حبیب ۳
چشم دار آخر دمی، با ما، که بادا گوش دار
ایزد از چشم بدانت، اول از چشم رقیب ۴
خیز و بر ما عرضه کن ایمان، از آن عارض که باز
در میان آورد زلفت، رسم ز ناز و صلیب ۵
بیتو جان، در تن بجایی بس غریب افتاده است
جن من دانی به تنها چون بود حال غریب؟ ۶
دست بیماران گرفتن، بر طبیبان واجب است
من ز پا افتادهام، دستم نمیگیرد طبیب ۷
گفتمش هرگز نشد کامیم، حاصل، زان دهن
از وصالت نیست گویی، هیچ سلمان را نصیب ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۵۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸ - از لب لعل توام، کار به کام است، امشب
گوهر بعدی:غزل ۳۰ - خستهام ای یارو ندارم، طبیب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.