هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ است که در آن شاعر از عشق، شراب، و ارتباط با معشوق الهی سخن می‌گوید. او از درد عشق، یادآوری لحظات گذشته، و امید به وصال سخن می‌راند و عقل را راهنمای خود می‌داند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عرفانی و استعاری است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین ممکن است برخی از اشارات به شراب و عشق برای مخاطبان جوان‌تر نیاز به توضیح داشته باشد.

غزل ۵۵ - زلال جام خضر، دردی مدام من است

زلال جام خضر، دردی مدام من است
مقیم دیر گوشه مغان، مقام من است ۱

دلم زباده دور الست، رنگی یافت
هنوز بویی از آن باده، در مشام من است ۲

لبم ز شکر شکر لب تو، یابد، کام
چه شکرهاست مرا، کین شکر به کام من است ۳

مرا که نام برآورده‌ام، به بدنامی
همین بس است، که در نامه تو نام من است ۴

هزار ساله ره آمد ز ما و من تا دوست
اگر برون نهم از ما قدم، دو گام من است ۵

به شام و صبح کنم یاد زلف و عارض تو
که ذکر زلف و رخت، ورد صبح و شام من است ۶

به هرکجا که رسم پای باد، می‌بوسم
که او به دوست، رساننده سلام من است ۷

چو بود کار دلم خام، چاره کارش
ز عقل می‌طلبیدم، که او امام من است ۸

مرا ز مصطبه، خمار گفت کای سلمان
بیا که پختن آن کار، کار خام من است ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۵۹۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۴ - چشم سر مست خوشت، فتنه هشیاران است
گوهر بعدی:غزل ۵۶ - این چه داغی است که از عشق تو بر جان من است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.