هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به ستایش عشق و زیبایی می‌پردازد. در آن از مفاهیمی مانند سلطان عشق، ملک دل، دیوانگان عشق، و زیبایی طبیعت استفاده شده است. شاعر از عشق به عنوان نیرویی غالب و حاکم بر دل‌ها یاد می‌کند و به زیبایی‌های جهان و تأثیر آن بر انسان اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

غزل ۱۰۶ - سلطان عشق، ملک دل و دین، فرو گرفت

سلطان عشق، ملک دل و دین، فرو گرفت
او حاکم است، نیست کسی را بر او، گرفت ۱

ملک مزلزل دل دیوانگان عشق
آخر قرار بر مه زنجیر مو گرفت ۲

ای گل به نازکی بنشین، بر سریر حسن
کز حسن طلعت تو، جهان رنگ و بو گرفت ۳

دلها هر آنچه یافت، به یک بار جمع کرد
شهباز ما چو باز، پی جست و جو گرفت ۴

خار درشت خوی، بسی تیغ زد، ولی
عالم بحسن خلق، گل تازه‌رو، گرفت ۵

مطرب بساز پرده، که خون مخالفان
ساقی دور، در قدح و در سبو گرفت ۶

گر سرو، پیش قد تو زد، لاف همسری
آن راچمن، حدیث چنار و کدو گرفت ۷

بختم ز خواب دیده، به روی تو باز کرد
آن فال را زمانه، به غایت، نکو گرفت ۸

سلمان غبار خاک رهش، داری آرزو
مقبل کسی که دامن این آرزو گرفت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۰۵ - باز دل سودای آن زنجیر مو، از سر گرفت
گوهر بعدی:غزل ۱۰۷ - سر، در رهش، نهادم و کاری به سر، نرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.