هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از عشق و مستی باد شبگیر در بستان سخن میگوید و از دشمن میخواهد که شماتت نکند، چرا که چنین احساساتی برای بسیاری از مردم پیش میآید.
رده سنی:
15+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ عاطفی و شناختی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
غزل ۱۱۷ - نه تنها، بر سر کوی تو ما را، کار، میافتد
نه تنها، بر سر کوی تو ما را، کار، میافتد
که هر روی در آن منزل، ازین، صد بار میافتد ۱
به بویت باد شبگیری، چنان مست است، در بستان
که چون زلفت ز مستی، بر گل و گلزار، میافتد ۲
به خون مردم چشمم، شماتت کم کن، ای دشمن
چه شاید کرد، مردم را ازین، بسیار میافتد ۳
که هر روی در آن منزل، ازین، صد بار میافتد ۱
به بویت باد شبگیری، چنان مست است، در بستان
که چون زلفت ز مستی، بر گل و گلزار، میافتد ۲
به خون مردم چشمم، شماتت کم کن، ای دشمن
چه شاید کرد، مردم را ازین، بسیار میافتد ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۴۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۶ - اگر روزی، نگارم را سوی بستان، گذار افتاد
گوهر بعدی:غزل ۱۱۸ - من امروز، از میی مستم، که در ساغر نمیگنجد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.