هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق و عشق الهی است. شاعر از بی‌قراری، بی‌توجهی معشوق، و از دست دادن عقل و دین در راه عشق سخن می‌گوید. همچنین، او به صوفیان و رندان اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که در راه عشق، همه‌چیز فدا می‌شود.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی نیاز به درک بالاتری از ادبیات و فلسفه دارد.

غزل ۱۹۷ - گاه در مصطبه دردی کش رندم خوانند

گاه در مصطبه دردی کش رندم خوانند
گاه در خانقهم صوفی صافی دانند ۱

تو مرانم ز در خویش و رها کن صنما
تا به هر نام که خواهند مرا می‌خوانند ۲

باد پایان سخن کی به صفای تو رسد؟
گر چه روز و شبشان اهل سخن می‌رانند ۳

با غم عشق تو گودین برو و عقل ممان
عقل و دین هر دو به عشق تو کجا می‌مانند ۴

تو ز ما فارغی و حلقه به گوشان درت
گوش امید به در، منتظر فرمانند ۵

پای آن نیست کسی را که به کوی تو رسد
بر سر کوی تو این طایفه بی پایانند ۶

نیست در دیده عشاق ز خون جای دلی
جای آن است که بر چشم خودت بنشانند ۷

جان و دل گوی سر زلف تو گشتند و چه گوی
گوی‌هایی که دوان در عقب چوگانند ۸

با همه بیدلیم در صف عشقت کس نیست
مرد سلمان ز کسانی که درین میدانند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۹۶ - آنها که مقیمان خرابات مغانند
گوهر بعدی:غزل ۱۹۸ - خام خم را ز لبت، رنگ اگر وام کنند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.