خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که به موضوعاتی مانند عشق، رحمت، خودشناسی و پرهیز از ستمگری میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد که به دیگران مهربان باشد، از ظلم بپرهیزد و قلب خود را از ناخالصیها پاک کند.
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی این شعر برای درک و تجربه نیاز به بلوغ فکری دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با مضامین آن ارتباط برقرار کنند.
غزل ۳۱۹ - جان قتیل توست، بردارش مکن
جان قتیل توست، بردارش مکن
چون عزیزش کردهای، خوارش مکن ۱
چشم مستت را ز خواب خوش ممال
فتنه بر خوابست، بیدارش مکن ۲
زلف را یکبارگی بر بند دست
در ستم با خویشتن یارش مکن ۳
صوفیا صافی کن از غش قلب را
یادگر سودای بازارش مکن ۴
عاشق خود را چرا رسوا کنی؟
کشته شد بیچاره، بردارش مکن ۵
لاشه سلمان ضعیف افتاده است
بیش ازین بر دوش غمبارش مکن ۶
چون عزیزش کردهای، خوارش مکن ۱
چشم مستت را ز خواب خوش ممال
فتنه بر خوابست، بیدارش مکن ۲
زلف را یکبارگی بر بند دست
در ستم با خویشتن یارش مکن ۳
صوفیا صافی کن از غش قلب را
یادگر سودای بازارش مکن ۴
عاشق خود را چرا رسوا کنی؟
کشته شد بیچاره، بردارش مکن ۵
لاشه سلمان ضعیف افتاده است
بیش ازین بر دوش غمبارش مکن ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۸ - جز بند زلفش ای دل دیوانه جا مکن
گوهر بعدی:غزل ۳۲۰ - ای وصالت آرزوی جان غم فرسود من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.