هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که به موضوعاتی مانند عشق، رحمت، خودشناسی و پرهیز از ستمگری میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد که به دیگران مهربان باشد، از ظلم بپرهیزد و قلب خود را از ناخالصیها پاک کند.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی این شعر برای درک و تجربه نیاز به بلوغ فکری دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با مضامین آن ارتباط برقرار کنند.
غزل ۳۱۹ - جان قتیل توست، بردارش مکن
جان قتیل توست، بردارش مکن
چون عزیزش کردهای، خوارش مکن ۱
چشم مستت را ز خواب خوش ممال
فتنه بر خوابست، بیدارش مکن ۲
زلف را یکبارگی بر بند دست
در ستم با خویشتن یارش مکن ۳
صوفیا صافی کن از غش قلب را
یادگر سودای بازارش مکن ۴
عاشق خود را چرا رسوا کنی؟
کشته شد بیچاره، بردارش مکن ۵
لاشه سلمان ضعیف افتاده است
بیش ازین بر دوش غمبارش مکن ۶
چون عزیزش کردهای، خوارش مکن ۱
چشم مستت را ز خواب خوش ممال
فتنه بر خوابست، بیدارش مکن ۲
زلف را یکبارگی بر بند دست
در ستم با خویشتن یارش مکن ۳
صوفیا صافی کن از غش قلب را
یادگر سودای بازارش مکن ۴
عاشق خود را چرا رسوا کنی؟
کشته شد بیچاره، بردارش مکن ۵
لاشه سلمان ضعیف افتاده است
بیش ازین بر دوش غمبارش مکن ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۸ - جز بند زلفش ای دل دیوانه جا مکن
گوهر بعدی:غزل ۳۲۰ - ای وصالت آرزوی جان غم فرسود من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.