هوش مصنوعی: این شعر از حافظ، نارضایتی شاعر از نصیحت‌های زاهدانه و ناآگاهی ناصح از حال او را بیان می‌کند. شاعر از عشق و مستی سخن می‌گوید و به زیبایی معشوق و ارزش لحظات عاشقانه اشاره دارد. همچنین، او به نیاز عاشقان به دلیری و همت مردانه و بی‌نیازی از نور شمع در شب وصال تأکید می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در شعر وجود دارد که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا سنگین باشد.

غزل ۳۶۰ - نصیحت می‌کند هر دم مرا زاهد به مستوری

نصیحت می‌کند هر دم مرا زاهد به مستوری
برو ناصح تو حال من نمی‌دانی و معذوری ۱

خیال چشم مستش را اگر در خواب خوش بینی
عجب دارم که برداری سر از مستی و مستوری ۲

بدین صورت که من در خواب مستی‌ام عجب باشد
گرم بیدار گرداند صدای نفحه صوری ۳

مگر تو حور فردوسی که سر تا پا همه روحی
مگر تو مردم چشمی که سر تا پا همه نوری ۴

بیا جانا دمی بنشین و صحبت را غنیمت دان
که خواهد بود مدتها میان جان و تن دوری ۵

دلی و همتی مردانه باید عشقبازان را
که نتوان کرد شهبازی به بال و پر عصفوری ۶

شب وصلش فراغی از فروغ صبحدم دارد
چه حاجت روز روشن را به نور شمع کافوری ۷

نپرسی آخرم روزی آخر چونی ای سلمان
ازین شبهای رنجوری درین شبهای دیجوری ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۵۹ - ترک من می‌آیی و دلها به یغما می‌بری
گوهر بعدی:غزل ۳۶۱ - ای نسیم صبح بوی جانفزا می‌آوری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.