خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید و از معشوق میخواهد که به دلش رحمت فرود آورد تا بتواند چارهای برای عاشقان بیچاره بیاندیشد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عاطفی است که درک آن برای کودکان دشوار بوده و مناسب سنین بالاتر است. همچنین ممکن است نیاز به توضیح برخی واژههای ادبی داشته باشد.
رباعی ۱۸۱ - بس خون که بدان دو چشم خونخواره کنی
بس خون که بدان دو چشم خونخواره کنی
بس دل که بدان دو زلف آواره کنی ۱
ایزد به دل تو رحمتی در فکناد
تا چارهٔ عاشقان بیچاره کنی ۲
بس دل که بدان دو زلف آواره کنی ۱
ایزد به دل تو رحمتی در فکناد
تا چارهٔ عاشقان بیچاره کنی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۸۰ - ای تُنگ شکر چون دهن تنگت نی
گوهر بعدی:رباعی ۱۸۲ - در وقت بهار جز لب جوی مجوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.