هوش مصنوعی:
شاعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید و از معشوق میخواهد که به دلش رحمت فرود آورد تا بتواند چارهای برای عاشقان بیچاره بیاندیشد.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عاطفی است که درک آن برای کودکان دشوار بوده و مناسب سنین بالاتر است. همچنین ممکن است نیاز به توضیح برخی واژههای ادبی داشته باشد.
رباعی ۱۸۱ - بس خون که بدان دو چشم خونخواره کنی
بس خون که بدان دو چشم خونخواره کنی
بس دل که بدان دو زلف آواره کنی ۱
ایزد به دل تو رحمتی در فکناد
تا چارهٔ عاشقان بیچاره کنی ۲
بس دل که بدان دو زلف آواره کنی ۱
ایزد به دل تو رحمتی در فکناد
تا چارهٔ عاشقان بیچاره کنی ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۴۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۸۰ - ای تُنگ شکر چون دهن تنگت نی
گوهر بعدی:رباعی ۱۸۲ - در وقت بهار جز لب جوی مجوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.