هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از غم و اندوه جوانی از دست رفته و پیری سخن میگوید. او از تغییرات ظاهری مانند سفید شدن موها و تیرگی چهره شکایت دارد و از عشق و هنر نیز یاد میکند. در نهایت، از خداوند طلب عفو و بخشش میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی درباره پیری و تغییرات زندگی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شمارهٔ ۹۱ - ای جوانی تو را کجا جویم
ای جوانی تو را کجا جویم
با که گویم غم تو گر گویم ۱
یاسمین تو تا سمن گشته ست
سمن و یاسمین نمی بویم ۲
نزد خوبان سیاه روی شوم
تا ز پیری سپید شد مویم ۳
موی و رویم سپید گشت و سیاه
روی شد موی و موی شد رویم ۴
نشود پاک رنگ هر دو همی
گر چه هر دو به خون همی شویم ۵
گر مرا شهریار شهر گشای
بند کرده ست بنده اویم ۶
مجلس او چرا نمی سپرم
گر ز باغ هنر همی رویم ۷
گاه تازه چو لاله بر چمنم
گاه یازان چو سرو بر جویم ۸
یاربم عفو او تو روزی کن
کز جهان عفو او همی جویم ۹
با که گویم غم تو گر گویم ۱
یاسمین تو تا سمن گشته ست
سمن و یاسمین نمی بویم ۲
نزد خوبان سیاه روی شوم
تا ز پیری سپید شد مویم ۳
موی و رویم سپید گشت و سیاه
روی شد موی و موی شد رویم ۴
نشود پاک رنگ هر دو همی
گر چه هر دو به خون همی شویم ۵
گر مرا شهریار شهر گشای
بند کرده ست بنده اویم ۶
مجلس او چرا نمی سپرم
گر ز باغ هنر همی رویم ۷
گاه تازه چو لاله بر چمنم
گاه یازان چو سرو بر جویم ۸
یاربم عفو او تو روزی کن
کز جهان عفو او همی جویم ۹
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۹
۳۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۹۰ - ز بیم بلا آنچه دانم نگویم
گوهر بعدی:شمارهٔ ۹۲ - شکوه از موی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.