هوش مصنوعی: این متن عاشقانه و عارفانه، بیانگر عشق و وفاداری بی‌قید و شرط به یار است. شاعر از صبر بر جفاهای یار، ترک رضای خود برای رضای یار، و بی‌توجهی به ملامت دیگران سخن می‌گوید. او عشق به یار را بر هر چیز دیگری ترجیح می‌دهد و حتی حاضر است نفس خود را برای یار فدا کند. شاعر همچنین از دوری یار و اشتیاق به دیدار او می‌گوید و از باد می‌خواهد که سلام او را به یار برساند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۳۰۰ - یار آن بود که صبر کند بر جفای یار

یار آن بود که صبر کند بر جفای یار
ترک رضای خویش کند در رضای یار ۱

گر بر وجود عاشق صادق نهند تیغ
بیند خطای خویش و نبیند خطای یار ۲

یار از برای نفس گرفتن طریق نیست
ما نفس خویشتن بکشیم از برای یار ۳

یاران شنیده‌ام که بیابان گرفته‌اند
بی‌طاقت از ملامت خلق و جفای یار ۴

من ره نمی‌برم مگر آن جا که کوی دوست
من سر نمی‌نهم مگر آن جا که پای یار ۵

گفتی هوای باغ در ایام گل خوشست
ما را به در نمی‌رود از سر هوای یار ۶

بستان بی مشاهده دیدن مجاهده‌ست
ور صد درخت گل بنشانی به جای یار ۷

ای باد اگر به گلشن روحانیان روی
یار قدیم را برسانی دعای یار ۸

ما را ز درد عشق تو با کس حدیث نیست
هم پیش یار گفته شود ماجرای یار ۹

هر کس میان جمعی و سعدی و گوشه‌ای
بیگانه باشد از همه خلق آشنای یار ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۱۱۴۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۹۹ - ای صبر پای دار که پیمان شکست یار
گوهر بعدی:غزل ۳۰۱ - هر شب اندیشه دیگر کنم و رای دگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.