هوش مصنوعی: این متن از سعدی، شاعر بزرگ فارسی، بیانگر لحظات خوش و آرامش‌بخش در کنار دوستان و عزیزان است. او از ارزش وقت و زندگی در لحظه سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که دشمنان باید شاهد این خوشی‌ها باشند. سعدی همچنین از دوست داشتن رندان و مستان و دوری از پارسایان و خطیبان سخن می‌گوید و بیان می‌کند که درد او را تنها خودش می‌داند.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند دوست داشتن رندان و مستان و نقد پارسایان نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.

غزل ۴۴۸ - خوشا و خرما وقت حبیبان

خوشا و خرما وقت حبیبان
به بوی صبح و بانگ عندلیبان ۱

خوش آن ساعت نشیند دوست با دوست
که ساکن گردد آشوب رقیبان ۲

دو تن در جامه‌ای چون پسته در پوست
برآورده دو سر از یک گریبان ۳

سزای دشمنان این بس که بینند
حبیبان روی در روی حبیبان ۴

نصیب از عمر دنیا نقد وقت است
مباش ای هوشمند از بی نصیبان ۵

چو دانی کز تو چوپانی نیاید
رها کن گوسفندان را به ذئبان ۶

من این رندان و مستان دوست دارم
خلاف پارسایان و خطیبان ۷

بهل تا در حق من هر چه خواهند
بگویند آشنایان و غریبان ۸

لب شیرین لبان را خصلتی هست
که غارت می‌کند هوش لبیبان ۹

نشستم با جوانمردان اوباش
بشستم هر چه خواندم بر ادیبان ۱۰

که می‌داند دوای درد سعدی
که رنجورند از این علت طبیبان ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۱۲۲۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۴۷ - برخیز که می‌رود زمستان
گوهر بعدی:غزل ۴۴۹ - چه خوش است بوی عشق از نفس نیازمندان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.