هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و زیبایی معشوق سخن می‌گوید و با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند خورشید، بهشت، گیسو و لب لعل، زیبایی‌های او را توصیف می‌کند. او همچنین از درد عشق و جفای یار می‌گوید و بیان می‌کند که تحمل این جفا بخشی از عشق است.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این متن نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.

غزل ۴۷۹ - من از دست کمانداران ابرو

من از دست کمانداران ابرو
نمی‌یارم گذر کردن به هر سو ۱

دو چشمم خیره ماند از روشنایی
ندانم قرص خورشید است یا رو ۲

بهشت است این که من دیدم نه رخسار
کمند است آن که وی دارد نه گیسو ۳

لبان لعل چون خون کبوتر
سواد زلف چون پر پرستو ۴

نه آن سرپنجه دارد شوخ عیار
که با او بر توان آمد به بازو ۵

همه جان خواهد از عشاق مشتاق
ندارد سنگ کوچک در ترازو ۶

نفس را بوی خوش چندین نباشد
مگر در جیب دارد ناف آهو ۷

لب خندان شیرین منطقش را
نشاید گفت جز ضحاک جادو ۸

غریبی سخت محبوب اوفتاده‌ست
به ترکستان رویش خال هندو ۹

عجب گر در چمن برپای خیزد
که پیشش سرو ننشیند به زانو ۱۰

و گر بنشیند اندر محفل عام
دو صد فریاد برخیزد ز هر سو ۱۱

به یاد روی گلبوی گل اندام
همه شب خار دارم زیر پهلو ۱۲

تحمل کن جفای یار سعدی
که جور نیکوان ذنبیست معفو ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۹۴۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۷۸ - ای چشم تو دلفریب و جادو
گوهر بعدی:غزل ۴۸۰ - گفتم به عقل پای برآرم ز بند او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.