هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود سخن می‌گوید و تأثیر حضور او را بر طبیعت و اطرافیان توصیف می‌کند. شاعر از عشق و دلباختگی خود به معشوق می‌گوید و آرزو می‌کند که تنها او باشد که معشوق را دوست دارد.
رده سنی: 16+ این متن شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی کلاسیک ممکن است برای سنین پایین‌تر چالش‌برانگیز باشد.

غزل ۴۹۸ - قیمت گل برود چون تو به گلزار آیی

قیمت گل برود چون تو به گلزار آیی
و آب شیرین چو تو در خنده و گفتار آیی ۱

این همه جلوه طاووس و خرامیدن او
بار دیگر نکند گر تو به رفتار آیی ۲

چند بار آخرت ای دل به نصیحت گفتم
دیده بردوز نباید که گرفتار آیی ۳

مه چنین خوب نباشد تو مگر خورشیدی
دل چنین سخت نباشد تو مگر خارایی ۴

گر تو صد بار بیایی به سر کشته عشق
چشم باشد مترصد که دگربار آیی ۵

سپر از تیغ تو در روی کشیدن نهی است
من خصومت نکنم گر تو به پیکار آیی ۶

کس نماند که به دیدار تو واله نشود
چون تو لعبت ز پس پرده پدیدار آیی ۷

دیگر ای باد حدیث گل و سنبل نکنی
گر بر آن سنبل زلف و گل رخسار آیی ۸

دوست دارم که کست دوست ندارد جز من
حیف باشد که تو در خاطر اغیار آیی ۹

سعدیا دختر انفاس تو بس دل ببرد
به چنین صورت و معنی که تو می‌آرایی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۸۰۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۹۷ - خلاف سرو را روزی خرامان سوی بستان آی
گوهر بعدی:غزل ۴۹۹ - خرم آن روز که چون گل به چمن بازآیی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.