هوش مصنوعی:
این متن بیانگر عشق و وفاداری بیقید و شرط به معشوق است. شاعر با وجود همه جفاها و خطاهای معشوق، همچنان به او عشق میورزد و حتی جفاهای او را عدل و کرامت میداند. او حاضر است برای وصال معشوق هر سختی را تحمل کند و حتی جان خود را فدا کند. شاعر همچنین به وفاداری خود تأکید میکند و بیان میکند که هیچ عهدی جز عهد معشوق برایش ارزش ندارد.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فداکاری و تحمل رنج برای عشق، ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
غزل ۵۰۸ - مشتاق توام با همه جوری و جفایی
مشتاق توام با همه جوری و جفایی
محبوب منی با همه جرمی و خطایی ۱
من خود به چه ارزم که تمنای تو ورزم
در حضرت سلطان که برد نام گدایی ۲
صاحب نظران لاف محبت نپسندند
وان گه سپر انداختن از تیر بلایی ۳
باید که سری در نظرش هیچ نیرزد
آن کس که نهد در طلب وصل تو پایی ۴
بیداد تو عدلست و جفای تو کرامت
دشنام تو خوشتر که ز بیگانه دعایی ۵
جز عهد و وفای تو که محلول نگردد
هر عهد که بستم هوسی بود و هوایی ۶
گر دست دهد دولت آنم که سر خویش
در پای سمند تو کنم نعل بهایی ۷
شاید که به خون بر سر خاکم بنویسند
این بود که با دوست به سر برد وفایی ۸
خون در دل آزرده نهان چند بماند
شک نیست که سر برکند این درد به جایی ۹
شرط کرم آنست که با درد بمیری
سعدی و نخواهی ز در خلق دوایی ۱۰
محبوب منی با همه جرمی و خطایی ۱
من خود به چه ارزم که تمنای تو ورزم
در حضرت سلطان که برد نام گدایی ۲
صاحب نظران لاف محبت نپسندند
وان گه سپر انداختن از تیر بلایی ۳
باید که سری در نظرش هیچ نیرزد
آن کس که نهد در طلب وصل تو پایی ۴
بیداد تو عدلست و جفای تو کرامت
دشنام تو خوشتر که ز بیگانه دعایی ۵
جز عهد و وفای تو که محلول نگردد
هر عهد که بستم هوسی بود و هوایی ۶
گر دست دهد دولت آنم که سر خویش
در پای سمند تو کنم نعل بهایی ۷
شاید که به خون بر سر خاکم بنویسند
این بود که با دوست به سر برد وفایی ۸
خون در دل آزرده نهان چند بماند
شک نیست که سر برکند این درد به جایی ۹
شرط کرم آنست که با درد بمیری
سعدی و نخواهی ز در خلق دوایی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۹۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۷ - گرم راحت رسانی ور گزایی
گوهر بعدی:غزل ۵۰۹ - من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.