هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن می‌گوید و از احساسات عمیق خود نسبت به او صحبت می‌کند. شاعر معشوق را به عنوان موجودی بی‌نظیر و لطیف توصیف می‌کند و از عشق و اشتیاق خود به او می‌گوید. همچنین، شاعر از درد و رنج عشق و تفاوت بین خود و معشوق سخن می‌گوید و از این که معشوق درد او را درک نمی‌کند، اظهار ناراحتی می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن شامل مفاهیم عمیق عشق و احساسات است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایین‌تر دشوار باشد.

غزل ۵۱۶ - کدام کس به تو ماند که گویمت که چنویی

کدام کس به تو ماند که گویمت که چنویی
ز هر که در نظر آید گذشته‌ای به نکویی ۱

لطیف جوهر و جانی غریب قامت و شکلی
نظیف جامه و جسمی بدیع صورت و خویی ۲

هزار دیده چو پروانه بر جمال تو عاشق
غلام مجلس آنم که شمع مجلس اویی ۳

ندیدم آبی و خاکی بدین لطافت و پاکی
تو آب چشمه حیوان و خاک غالیه بویی ۴

تو را که درد نباشد ز درد ما چه تفاوت
تو حال تشنه ندانی که بر کناره جویی ۵

صبای روضه رضوان ندانمت که چه بادی
نسیم وعده جانان ندانمت که چه بویی ۶

اگر من از دل یک تو برآورم دم عشقی
عجب مدار که آتش درافتدم به دوتویی ۷

به کس مگوی که پایم به سنگ عشق برآمد
که عیب گیرد و گوید چرا به فرق نپویی ۸

دلی دو دوست نگیرد دو مهر دل نپذیرد
اگر موافق اویی به ترک خویش بگویی ۹

کنونم آب حیاتی به حلق تشنه فروکن
نه آنگهی که بمیرم به آب دیده بشویی ۱۰

به اختیار تو سعدی چه التماس برآید
گر او مراد نبخشد تو کیستی که بجویی ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۹۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۱۵ - چه جرم رفت که با ما سخن نمی‌گویی
گوهر بعدی:غزل ۵۱۷ - ای حسن خط از دفتر اخلاق تو بابی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.