هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از ناامیدی و شکست در عشق و دوستی سخن میگوید. او از بیوفایی و بیمهری معشوق شکایت کرده و بیان میکند که چگونه عهد و پیمانها شکسته شده و مهر و محبت پایدار نمانده است. شاعر همچنین از درد جدایی و عذاب ناشی از آن میگوید و در نهایت به این نکته اشاره میکند که عشق و شوق به یاد معشوق، او را به گریه و ناله واداشته است.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد جدایی و شکست در عشق نیاز به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۵۲۲ - تو هیچ عهد نبستی که عاقبت نشکستی
تو هیچ عهد نبستی که عاقبت نشکستی
مرا بر آتش سوزان نشاندی و ننشستی ۱
بنای مهر نمودی که پایدار نماند
مرا به بند ببستی خود از کمند بجستی ۲
دلم شکستی و رفتی خلاف شرط مودت
به احتیاط رو اکنون که آبگینه شکستی ۳
چراغ چون تو نباشد به هیچ خانه ولیکن
کس این سرای نبندد در این چنین که تو بستی ۴
گرم عذاب نمایی به داغ و درد جدایی
شکنجه صبر ندارم بریز خونم و رستی ۵
بیا که ما سر هستی و کبریا و رعونت
به زیر پای نهادیم و پای بر سر هستی ۶
گرت به گوشه چشمی نظر بود به اسیران
دوای درد من اول که بیگناه بخستی ۷
هر آن کست که ببیند روا بود که بگوید
که من بهشت بدیدم به راستی و درستی ۸
گرت کسی بپرستد ملامتش نکنم من
تو هم در آینه بنگر که خویشتن بپرستی ۹
عجب مدار که سعدی به یاد دوست بنالد
که عشق موجب شوق است و خمر علت مستی ۱۰
مرا بر آتش سوزان نشاندی و ننشستی ۱
بنای مهر نمودی که پایدار نماند
مرا به بند ببستی خود از کمند بجستی ۲
دلم شکستی و رفتی خلاف شرط مودت
به احتیاط رو اکنون که آبگینه شکستی ۳
چراغ چون تو نباشد به هیچ خانه ولیکن
کس این سرای نبندد در این چنین که تو بستی ۴
گرم عذاب نمایی به داغ و درد جدایی
شکنجه صبر ندارم بریز خونم و رستی ۵
بیا که ما سر هستی و کبریا و رعونت
به زیر پای نهادیم و پای بر سر هستی ۶
گرت به گوشه چشمی نظر بود به اسیران
دوای درد من اول که بیگناه بخستی ۷
هر آن کست که ببیند روا بود که بگوید
که من بهشت بدیدم به راستی و درستی ۸
گرت کسی بپرستد ملامتش نکنم من
تو هم در آینه بنگر که خویشتن بپرستی ۹
عجب مدار که سعدی به یاد دوست بنالد
که عشق موجب شوق است و خمر علت مستی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۷۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۲۱ - سَلِ المَصانعَ رَکباً تَهیمُ فی الفَلَواتِ
گوهر بعدی:غزل ۵۲۳ - همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.