هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از دردها و رنج‌های عشق و جدایی سخن می‌گوید. او از رفتار ناعادلانه معشوق شکایت کرده و بیان می‌کند که با وجود وعده‌های معشوق مبنی بر عدم آزار، باز هم مورد جفا قرار گرفته است. شاعر در عین حال، از لطف و مرحمت معشوق نیز یاد می‌کند و امیدوار است که روزی شادی به او روی آورد.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد که معمولاً در سنین بالاتر وجود دارد.

غزل ۵۳۶ - مکن سرگشته آن دل را که دست آموز غم کردی

مکن سرگشته آن دل را که دست آموز غم کردی
به زیر پای هجرانش لگدکوب ستم کردی ۱

قلم بر بی‌دلان گفتی نخواهم راند و هم راندی
جفا بر عاشقان گفتی نخواهم کرد و هم کردی ۲

بدم گفتی و خرسندم عفاک الله نکو گفتی
سگم خواندی و خشنودم جزاک الله کرم کردی ۳

چه لطف است این که فرمودی مگر سبق اللسان بودت
چه حرف است این که آوردی مگر سهوالقلم کردی ۴

عنایت با من اولیتر که تأدیب جفا دیدم
گل افشان بر سر من کن که خارم در قدم کردی ۵

غنیمت دان اگر روزی به شادی دررسی ای دل
پس از چندین تحمل‌ها که زیر بار غم کردی ۶

شب غم‌های سعدی را مگر هنگام روز آمد
که تاریک و ضعیفش چون چراغ صبحدم کردی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۱۱۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۳۵ - مپرس از من که هیچم یاد کردی
گوهر بعدی:غزل ۵۳۷ - چه باز در دلت آمد که مهر برکندی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.